<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فرهنگ، مدیریت، و کسب و کار</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/</link>
<description>Business, Management, Culture</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 21 Jul 2009 01:45:34 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مهاجرت به وبلاگی دیگر</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>مطالب من را از این به بعد از طریق&lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/&quot;&gt; این وبلاگ جدید&lt;/A&gt; دنبال کنید. این هم &lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/2009/07/21/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%AD-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%D9%8A%D8%AF/&quot;&gt;مطلب مربوط به افتتاح وبلاگ جدید&lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Jul 2009 01:45:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرکوب و کشتار مردم بی‌دفاع را بس کنید!</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://www.naame88.com/naame.html&quot;&gt;بیانیه ۲۴۰ نفر از اساتید، محققان و دانشجویان مقاطع عالی در محکومیت برخوردهای اخیر با اعتراضات مردمی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این را هم امضا کردم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ضمن بد نیست درباره &lt;A href=&quot;http://www.akbaralami.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=249&amp;Itemid=71&quot;&gt;تاریخچه نحوه قرار گرفتن آزادی تجمعات مردمی در قانون اساسی ایران &lt;/A&gt;اطلاعاتی داشته باشیم. خیلی جالب است که در آن جلسه چه بحث هایی شد تا این قانون به این شکل در آمد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2009 20:34:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما نگرانیم</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://alef.ir/1388/content/view/48642&quot;&gt;ما نگرانیم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من هم امضا کردم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 23:26:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رای من کجا است؟</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://www.whereismyvote.org&quot;&gt;رای من کجاست؟&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 16 Jun 2009 16:37:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به تیم کروبى راى می دهم</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بالاخره تصمیم گرفتم به چه کسی رای بدهم. به وضوح تیم کروبی نزدیکترین موضع گیری را به خواسته های من و خیلی های دیگر مثل من دارد. او تنها کسی است که با قاطعیت از زندانی های سیاسی حرف زد، از رد صلاحیت ها حرف زد، از دانشجویان حمایت کرد، از پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان صحبت کرد و حتی حجاب اجباری را به چالش کشید. این در حالی است که میر حسین موسوی از نزدیک شدن به این خطوط قرمز همیشگی به مقدار زیادی پرهیز کرد. کروبی به صورت تیمی (آن هم با یک تیم قوی) آمد جلو در حالی که تمام کاندیداهای دیگر انفرادی عمل کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما بسیاری از افرادی که خواسته های خود را نزدیکتر به کروبی می بینند تا میرحسین باز هم به میرحسین موسوی رای می دهند چرا که اعتقاد دارند تنها موسوی است که می تواند احمدی نژاد را شکست دهد و کروبی به اندازه کافی رای نخواهد آورد. این استدلال کاملاْ اشتباه است. در دور اول انتخابات تنها چیزی که مهم است این است که انتخابات به دور بعدی کشیده شود. برای این کار فرقی نمی کند به موسوی رای بدهیم یا کروبی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما یک استدلال قوی تر برای رای دادن به موسوی حتی اگر کروبی بیشتر به مطالبات ما نزدیک است، این است که اگر تخلفی در رای گیری صورت گیرد و تفاوت میان رای واقعی کاندیداها اندک باشد، متخلفین می توانند کاندیدای مورد نظر خود را بالا بکشند. در حالی که اگر تفاوت میان کاندیداها زیاد باشد حتی با مقداری تخلف هم نمی توانند کاندیدای مورد نظر خود را بالا بکشند. پس همه برویم به موسوی رای بدهیم تا اختلاف او با احمدی نژاد تا جای ممکن بالا برود. این استدلال هم باز چندان من را قانع نمی کند چون باز هم بحث بر سر دور دوم رفتن یا نرفتن هست که به نظرم خیلی بعید می آید که حتی با تخلف آقای احمدی نژاد بتواند در دور اول برنده شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به نظر من تلاش های اصلاح طلبان سراسر ایران و جهان تا کنون حضور میرحسین موسوی در دور دوم را قطعی ساخته است و حتی امکان پیروزی او در دور اول هم وجود دارد. بنابراین به نظر من حالا رقابت میان احمدی نژاد و کروبی است برای نفر دومی که به دور دوم می رود. از این رو است که می خواهم به کروبی رای بدهم. اگر کروبی به دور دوم نرسید در دور دوم به موسوی رای می دهم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته: این وبلاگ به &lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; منتقل شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Jun 2009 07:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا همه اش بازی است؟</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;هنوز نمی خواهم اعلام کنم از چه کاندیدایی حمایت می کنم اما از رای دادن خیلی زیاد حمایت می کنم! در این زمینه &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=8URhnEELwlc&quot;&gt;این فیلم زیبا را حتماْ ببینید&lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما در اینجا می خواهم مطلبی را خطاب به بسیاری از کسانی که نمی خواهند رای بدهند یا شک دارند عرض کنم. اینطور که متوجه شده ام یکی از استدلال های آنها این است که اینها همه اش یکی بازی است و اینها همه هم دست یکدیگر هستند و دارند مردم ایران را گول می زنند و بازیگردان اصلی یک نفر است و شما ها که رای می دهید خیلی ساده هستید که این را نمی فهمید!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با وجود اینکه بعد از مناظره تاریخی احمدی نژاد با موسوی در روز ۱۳ خرداد خیلی سخت است که کسی باور کند که اینها همه دستشان در یک کاسه است و احمدی نژاد با کسانی مثل خاتمی و رفسنجانی همدست است هنوز هم تعداد زیادی از تحریمی هایی که می بینم همین اعتقاد را دارند! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته اصرار روی یک تصمیم که قبلاْ گرفته شده یک خطای روانشناسی است که تحت عناوین مختلف مانند «&lt;A href=&quot;http://kasra-yousefi.com/wpengine/?p=266&quot;&gt;تشدید تعهد&lt;/A&gt;» یا Escalation of Commitment زیاد مورد مطالعه قرار گرفته است. در کل خطاهای روانشناسی ذهن خيلی زيادند (&lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_cognitive_biases&quot;&gt;فهرستی از آنها را اينجا ببينيد&lt;/A&gt;). اما من در اينجا می خواهم به خطای روانشناسی ديگری اشاره کنم که به نظر من زيربنای ديدگاه «&lt;A href=&quot;http://www.esalat.org/images/Teori%20Tawtea%20chist%20.htm&quot;&gt;تئوری توطئه&lt;/A&gt;» يا «همه اينها دستشان در يک کاسه است» می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ذهن انسان خاصيت های جالبی دارد. دو دانشمندی که به خاطر کارهايشان در زمينه علم تصميم گيری جايزه نوبل اقتصاد را برنده شدند (&lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Daniel_Kahneman&quot;&gt;کاهنمن&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Amos_Tversky&quot;&gt;تورسکی&lt;/A&gt;) تعدادی از تکنيک های ميانبری را عنوان کردند که ذهن انسان ها عادت کرده است (تکامل پيدا کرده است) که برای تصميم گيری از آنها استفاده کند. اين تکنيک ها با وجود اينکه بيشتر وقت ها به درد انسان می خورند خيلی وقت ها هم باعث خطای سيستماتیک در تصميم گيری می شوند. مثلاً اين خطا که انسان فکر می کند اتفاقی که تصورش آسان تر است از اتفاقی که تصورش سخت تر است محتمل تر است. اين خيلی وقت ها درست است ولی در مواقعی که نيست انسان دچار اشتباه می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از عادت های ذهن این است که برای درک بهتر دنیای اطرافش دوست دارد از دسته بندی و ساده سازی استفاده کند. مثلاً وقتی در جنگل راه می رويم يک چيزهایی را در دسته گياه و يک چيزهایی را در دسته جانور قرار می دهیم تا فکر کردن درباره آنها برایمان راحت تر باشد. اما اگر طبقه بندی های ما نتوانند پيچيدگی های دنيا را به خوبی در خود بگنجانند دچار خطا می شويم. مثلاً اگر فرق بين قارچ سمی و قارچ سالم را ندانيم به راحتی ممکن است اشتباه کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ذهن انسان يک خاصيت ديگر هم دارد که هميشه دوست دارد فکر کند که می فهمد. اين يکی از مکانيزم های دفاعی مغر است. از اين جهت در مواردی که پيچيدگی اوضاع زياد است و از درک او خارج است انسان با دسته بندی و ساده سازی بيش از حد خودش را فريب می دهد که فکر کند می داند چه خبر است. در واقع بدن انسان احتياج دارد که بداند چه اقدامی بايد بکند بنابراين خودش را وادار به نتيجه گيری می کند حتی وقتی اطلاعات کافی برای نتیجه گيری ندارد. به اين خطا &lt;A href=&quot;http://www.informaworld.com/index/757631902.pdf&quot;&gt;ساده سازی بيش از حد يا Oversimplification&lt;/A&gt; و يا چيزهایی شبيه به &lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Fallacy_of_the_single_cause&quot;&gt;خطای تک علت (Fallacy of the single cause)&lt;/A&gt; نيز می گويند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Graham_T._Allison&quot;&gt;گراهام اليسون، &lt;/A&gt;استاد دانشگاه هاروارد یکی از افرادی است که سعی کرد نتيجه خطرناک ساده سازی بيش از حد را در تصمیم گيری های سياسی گوشزد کند. کتاب «&lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Essence_of_Decision&quot;&gt;عصاره تصمیم&lt;/A&gt;» او بسيار معروف شد و من در ادبيات رشته مديريت هم زياد می بينم که به آن ارجاع داده می شود. چند وقت پيش که&lt;A href=&quot;http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&amp;abtid=01&amp;depid=44&amp;semid=246&quot;&gt; آقای اليسون به ايران آمد&lt;/A&gt; همين موضوع را در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران هم عنوان کرد. من هم در آن جلسه حاضر بودم و احساس کردم تلويحاً می خواهد بگوید که «شما فکر می کنید آمريکا يک موجود است که درباره ايران تصميم می گيرد. در حالی که آنچه شما به نام آمريکا می شناسید شبکه پيچیده ای از انسان ها هستند که با هم بحث و اختلاف هم دارند و اينطور نيست که همه آنها با هم عليه شما توطئه کرده باشند».&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;واقعيت هم اين است که کسانی که در ايران بيشترين ساده سازی را در زمينه آمريکا می کنند اکثراً کسانی هستند که کمترين اطلاعات را درباره نحوه تصميم گيری در آمريکا، و روابط پيچيده رئيس جمهور اين کشور با مشاوران و وزرايش، مجلس سنا، و کنگره دارند. چون اين پيچيدگی ها را درک نمی کنند طوری صحبت می کنند که انگار آمريکا يک نفر است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در زمينه انتخابات هم کسانی که فکر می کنند اينها همه اش بازی است و همه کانديداها دستشان در يک کاسه است و بازی گردان اصلی کسی ديگر است کسانی هستند که کمترین اطلاعات را درباره پيچیدگی روابط ميان احذاب مختلف، اختلافات و بحث های داخلی ميان مسئولان کشور، و ساختار قدرت و نفوذ در ايران دارند. اين افراد برای اينکه با وجود اين کمبود اطلاعات بتوانند احساس کنند که می دانند چه خبر است، تمام مسئولين تمام جناح ها را با يکديگر در يک دسته قرار می دهند و تحت عنوان «حکومت» می شناسند و طوری درباره اين موجود صحبت می کنند که انگار يک نفر است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اميدوارم اين بحث علمی کمکی به تصميم گيری دوستان باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته: این وبلاگ به &lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; منتقل شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Jun 2009 08:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات ریاست جمهورى</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;امسال شور و شوق انتخابات بسیار بالا رفته است و بسیاری از کسانی که در گذشته رای نداده بودند نه تنها قصد رای دادن دارند بلکه به طور فعال تلاش می کنند تا دیگران را نیز به پای صندوق های رای بکشانند. من هم امسال حتما قصد رای دادن دارم. هنوز نمی دانم که از میان کروبی و موسوی به کدام رای می دهم. ولی به طور قطع به یکی از آنها رای خواهم داد. امروز &lt;A href=&quot;http://blog.malakut.ir/archives/2009/05/post_1789.shtml&quot;&gt;این مطلب را خواندم &lt;/A&gt;از یک وبلاگ نویس دیگر که مانند من بین این دو کاندیدا مردد بوده اما حالا تصمیم خودش را گرفته. من با وجود اینکه به یکی از این دو تمایل بیشتری دارم، می خواهم تا بعد از اولین مناظره هر کدام صبر کنم تا تصمیم نهایی را بگیرم. در آن روز، یعنی ۱۳ خرداد به احتمال زیاد تصمیم خودم را می گیرم مگر آنکه اتفاق عجیبی بیافتد که در آن صورت تا ۱۷ خرداد که این دو با هم مناظره دارند صبر می کنم. سپس مطلبی درباره برخی از دلایل انتخابم خواهم نوشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته: این وبلاگ به &lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; منتقل شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 07:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ جدید و خبرهای جدید</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;من واقعاْ نمی دانم چطور می خواهم برای این کار وقت پیدا کنم ولی با وجود مشغله های زیاد وبلاگی جدیدی راه اندازی کرده ام که حوزه بحث های آن بسیار گسترده تر از این وبلاگ است. ایده وبلاگ از اینجا شروع شد که واقعاْ حیفم آمد از اینکه این همه آدم سایت هایی مثل &lt;A href=&quot;http://www.ted.com&quot;&gt;TED.com&lt;/A&gt; را نمی شناسند و از آن بهره نمی برند. یا حتی اگر بشناسند زبانشان قوی نیست و نمی توانند بهره ببرند. برای همین &lt;A href=&quot;http://ayandeyebashar.wordpress.com/&quot;&gt;این وبلاگ&lt;/A&gt; را راه اندازی کردم. درباره اش &lt;A href=&quot;http://ayandeyebashar.wordpress.com/about/&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; بخوانید. علاوه بر این فهرستی از منابع ارزشمند دانش صوتی و ویدیویی نیز در &lt;A href=&quot;http://ayandeyebashar.wordpress.com/&quot;&gt;وبلاگ «آینده بشر»&lt;/A&gt; نگهداری می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یک خبر دیگر اینکه پسرعمه ام رامین با &lt;A href=&quot;http://217.218.91.131/papertext.aspx?newsnum=100957828617&quot;&gt;یکی از کارهای علمی اش خبرساز شده است&lt;/A&gt; که بهش افتخار می کنم! این روزها در دانشگاه ما هم بحث است که کم کم نویسندگان باید یاد بگیرند که در کنار متن علمی مقاله هایشانُ متنی هم به شیوه خبرنگاری بنویسند که کاربردهای عملی تحقیقاتشان بهتر در جامعه درک شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سه خبر هم از کارهای علمی خودم. مقاله ای با استادم &lt;A href=&quot;http://www.schulich.yorku.ca/SSB-Extra/Faculty.nsf/faculty/Madhok+Anoop&quot;&gt;آنوپ مدهاک&lt;/A&gt; درباره ظهور شرکت های بزرگ بین المللی از کشورهای در حال توسعه سریع (مانند چین، هند، برزیل و...) نوشتیم که در کنفرانس ویژه انجمن مدیریت راهبردی ارائه شد. همچنین مقاله ای هم درباره مدل ایجاد ارزش در استراتژی برای کنفرانس انجمن علوم مدیریتی کانادا نوشته بودم که داوران آن را به عنوان بهترین مقاله دانشجویی در زمینه استراتژی انتخاب کرده اند و قرار است در تابستان در شهر آبشار نیاگارا آن را ارائه دهم. خبر سوم هم اینکه مقاله ای که در باره مفهوم کارآفرینی در ایران با همکاری دکتر سعید جعفری مقدم نوشته بودیم و در کنفرانسی در مالزی ارائه شده بود، تحت عنوان &lt;A href=&quot;http://www.erenet.org/publications/profile12.pdf&quot;&gt;«کارآفرینی اسلام پسند: مورد ایران» در اینجا &lt;/A&gt; به صورت دعوت شده چاپ شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته: این وبلاگ به &lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; منتقل شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Apr 2009 08:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دکترای کارآفرینی و مقالات و کتاب های مهم کارآفرينی</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دکتر جروم کاتز (Jerome Katz) از جمله تاريخ نگاران و مستندسازان رشد رشته علمی کارآفرينی بوده است. وی در &lt;A href=&quot;http://dx.doi.org/10.1016/S0883-9026(02)00098-8&quot;&gt;اين مقاله&lt;/A&gt; تاريخچه آموزش کارآفرينی در آمريکا را روايت می کند. وی همراه با جمعی از اساتيد بزرگ رشته کارآفرينی&lt;A href=&quot;http://www.sgie.ulg.ac.be/Textes/2007-2008/doctoral%20seminar%20readings/2003_JM_Brush%20et%20al_Doctoral%20Education%20in%20the%20Field%20of%20Entrepreneurship.pdf&quot;&gt; مقاله ای ديگر درباره وضعيت آموزش در سطح دکترای کارآفرينی &lt;/A&gt;نيز نوشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آقای دکتر کاتز همچنين &lt;A href=&quot;http://www.slu.edu/x17989.xml&quot;&gt;فهرستی از دانشگاه های ارائه دهنده دکترای کارآفرينی&lt;/A&gt; نگهداری می کند. علاوه بر اين &lt;A href=&quot;http://www.slu.edu/x17993.xml&quot;&gt;فهرستی از مقالات و کتاب های مهم در علم کارآفرينی&lt;/A&gt; (برای دانشجويان دکترای اين رشته) نيز تهيه کرده است که البته از 1997 تا کنون به روز نشده و به نظر کمی ناقص می آيد. اما به هر حال برای شناختن برخی از مهم ترين کارهای کلاسيک مفيد است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما آقای دکتر اسکات شين (Scott Shane) یکی دیگر از اساتید خیلی مهم رشته کارآفرینی است که &lt;A href=&quot;http://www.entrepreneurphd.com/syllabus.html&quot;&gt;فهرستی از مقالات و قسمت هایی از کتاب های مهم این رشته &lt;/A&gt;را تهیه کرده است که مقداری به روز تر از فهرست قبلی است. دکتر شین این مقاله ها را در یک دوره فشرده یک هفته ای برای تربیت اساتید رشته کارآفرینی درس می دهد (هر روز هشت مقاله).&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به دانشگاه هایی که در ایران رشته کارآفرینی راه اندازی کرده اند و یا مایل به راه اندازی آن هستند پیشنهاد می کنم این مقالات را برای اساتید خود تهیه کنند و حتی از دکتر شین دعوت کنند تا دوره اش را در ایران اجرا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در آخر هم برای معرفی مقاله های فارسی به یک سری فایل که اخیراْ در میان همکلاسی های دوره کارآفرینی ام می چرخد اشاره می کنم. &lt;A href=&quot;http://www.mahmoodces.com/menu_right/EArticles.aspx&quot;&gt;این فایل ها&lt;/A&gt; در سایت شرکت مشاور مهندس محمود صانعی پور، رئیس کمیته علم و فناوری دبیرخانه مجمع تشخیص مصحلت نظام قرار داده شده اند. البته لازم به اشاره است که &lt;A href=&quot;http://www.karafarini.ir/&quot;&gt;سایت دکتر احمدپور &lt;/A&gt;همچنان بهترین و پرمحتواترین منبع برای مطالب فارسی در زمینه کارآفرینی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته: این وبلاگ به &lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; منتقل شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Feb 2009 03:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علم و کارآفرینی</title>
<link>http://bmc.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;از دوستانی که در دو پست قبلی نظر دادند و به پربار شدن بحث کمک کردند ممنونم. با مروری بر نظرات دوستان چند مسئله مختلف به نظر رسیده ک به طور همزمان در نظرات دوستان مورد بحث قرار می گرفت. شاید جدا کردن آنها مناسب باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تعریف علم چیست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعضی از بحث ها به دلیل این است که تعاریف متفاوتی از علم داریم. به عنوان مثال به این تعریف آقای مجاهدی دقت کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;« علم عبارت است از انکشاف واقعیتی که وجود و جریان کلی آن بی نیاز از من و عوامل درک انسانی (حس، خیال، عقل) بوده باشد که با آن ارتباط برقرار نموده است. در عین حال قضیه و مساله ای را که از این نوع انکشاف حکایت کند قضیه علمی گویند. هر نظریه که با هیچ پیشامد قابل تصور نتواند مردود شود، غیر علمی است. »&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این تعریف به وضوح یک دیدگاه objectivist و falsificationist وجود دارد که هر دوی این فسلفه ها بسیار مورد بحث قرار گرفته و منتقدان بسیاری دارد. پاپر که مخترع معیار ابطال ناپذیری است، از کار نظریه پردازانی ناراحت بود که حرف هایشان به نظر علمی می آمد ولی هیچ راهی برای اثبات اشتباه بودن آنها وجود نداشت. مثلاْ وقتی فروید می گفت فلان رفتار ناشی از عقده های روانی دوران بچگی است، هیچ راهی ارائه نمی داد که کسی این گفته را مورد آزمایش قرار دهد. در واقع هیچ راهی وجود نداشت که آن انسان را به عقب برگردانیم و دوران بچگی اش را تغییر دهیم و ببینیم که آیا فرقی می کند یا خیر. با این وجود خیلی ها هم این معیار ابطال ناپذیری را مورد انتقاد قرار داده اند. به عنوان مثال نیوتون و شاگردانش اگر قرار بود هر چیزی که به نظرشان ابطال شده می آمد را رها کنند امروزه بسیاری از علمی که آنها تولید کرده اند را نمی داشتیم. در واقع به گفته لاکاتوس، علم معمولاْ در حالت ابطال شده به دنیا می آید چون با معیارهای پارادایم قبلی ابطال یا عدم ابطال آن بررسی می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همچنین فیلسوفان جهان به هیچ وجه توافق ندارند که چیزی به نام «واقعیت بی نیاز از من و عوامل درک انسانی» وجود دارد. یکی از دلایل جالب بودن فیلم سینمایی ماتریکس برای مردم همین است که عدم اعتبار این ادعا را نشان می دهد. اینکه چنین جهان مستقل از درک وجود دارد را هنوز کسی اثبات نکرده و اگر وجود داشته باشد کسی نشان نداده که انسان ها با درک انسانی خود چگونه می توانند درباره آن چیزی بدانند. در فیلم ماتریکس شخصیت «نیو» قبل از اینکه قرص قرمز با بخورد چه راهی داشت بداند که جهانی که او درک می کند واقعی نیست و جهان واقعی مستقل از درک او وجود دارد. و اگر هم می دانست چگونه می توانست درباره آن جهان واقعی دانش به دست بیاورد؟ اتفاقا در علوم انسانی و اجتماعی خیلی بیشتر از علوم پایه و مهندسی دیدگاه Subjectivist در مقابل دیدگاه Objectivist طرفدار دارد. به هر حال این بحث ها هنوز ادامه دارد و هیچ تعریف مشخص و مورد قبولی از علم وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تعریف کارآفرینی چیست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برخی از بحث و جدال ها مربوط به تعاریف متفاوت از کارآفرینی است. متأسفانه تعریف مشخصی برای کارآفرینی هم وجود ندارد. برای نشان دادن پیچیدگی های آن، من قبلاْ این تعریف را از کارآفرینی ارائه داده بودم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کارآفرینی معمولاْ (ولی نه همیشه) شامل به وجود آوردن ارزشی نوین است. مفاهیم «نو» و «ارزش» البته نسبی و مبهم هستند. منظور از ایجاد ارزش هم معمولاْ (ولی نه همیشه) ایجاد ارزش اقتصادی یا همان ثروت است. کارآفرینی معمولاْ (ولی نه همیشه) شامل تحمل ریسک است. که «ریسک» هم مفهومی نسبی و مبهم است. برای رخ دادن پدیده کارآفرینی لازم است فرصتی پدید بیاید و معمولاْ (ولی نه همیشه) شخص یا اشخاصی لازم است آن فرصت را تشخیص دهند و شخص یا اشخاصی لازم است از آن بهرهبرداری کنند. البته «فرصت» مفهومی نسبی و مبهم است. کارآفرینی معمولاْ (ولی نه همیشه) شامل به وجود آمدن سازمانی جدید است که این سازمان معمولاْ (ولی نه همیشه) ارزش افزا است (معمولاْ ولی نه همیشه درآمدزا است). برای بهره برداری از فرصت معمولاْ (ولی نه همیشه) باید منابع لازم گردآوری شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این تعریف و تمام این «مبهم و نسبی» ها و «معمولاْ ولی نه همیشه» ها را به طور کامل در &lt;A href=&quot;http://mkaihani.wik.is/@api/deki/files/40/=Some_notes_on_the_discipline_of_entrepreneurship_in_Iran_-_Keyhani_(2008).pdf&quot;&gt;ضمیمه این فایل&lt;/A&gt; بررسی کرده ام. همچنین در این فایل بحث کرده ام که چطور تعریف کارآفرینی همچنان مورد بحث است و یکی از تعاریف اخیری که زیاد مورد استقبال قرار گرفته است در سال ۲۰۰۰ ارائه شد و حول مفهوم «فرصت» بنا شده است. البته همانطور که می توانید در&lt;A href=&quot;http://www.springerlink.com/content/4275r00945wm310k/&quot;&gt; این مقاله&lt;/A&gt; بخوانید، مفهوم فرصت هم ۹ سال بعد از این تعریف همچنان دچار ابهام های زیادی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چیزی که می خواهم بگویم این است که تعریف کارآفرینی با پیچیدگی های بسیاری همراه است. ممکن است در خیلی سخنرانی ها و نوشته ها ببینید که نویسنده ها و سخنرانان طوری صحبت می کنند که گویا تعریف کارآفرینی و تفاوت آن با مدیریت معمولی یا ستنی کاملاْ روشن است. اما واقعیت این است که در مقالات علمی که تعاریف مورد موشکافی قرار می گیرند، توافقی روی تعریفی از کارآفرینی وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کارآفرین زاده می شود یا تربیت می شود؟ آیا در دانشگاه می توان کارآفرین شد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این بحث ها هم همواره مورد بحث بوده و هست. امروزه دیگر تقریباْ هیچ کس قبول ندارد که کارآفرینی به هیچ وجه قابل یادگیری نباشد. اما اینکه چگونه یاد گرفته می شود بحث مهمی است. خیلی دانشگاه ها رویکرد «آموزش درباره کارآفرینی» داشته اند و نه «آموزش برای کارآفرینی» و در نتیجه زیاد هم تربیت کارآفرین را هدف قرار نداده اند (فرق بین این دو نوع آموزش را هم در &lt;A href=&quot;http://mkaihani.wik.is/@api/deki/files/40/=Some_notes_on_the_discipline_of_entrepreneurship_in_Iran_-_Keyhani_(2008).pdf&quot;&gt;این فایل&lt;/A&gt; بررسی کرده بودم). با این وجود مواردی هم داشته ایم و داریم که دانشگاه ها در تربیت کارآفرین موفق بوده اند. مثلاْ &lt;A href=&quot;http://dx.doi.org/10.1016/S0166-4972(97)00119-3&quot;&gt;در این مقاله داستان دانشگاه سوینبورن &lt;/A&gt;استرالیا را می خوانیم که جزو اولین دانشگاه هایی بود که دوره کارشناسی ارشد کارآفرینی راه انداخت و از همان ابتدا با الگوی «آموزش برای کارآفرینی» جلو رفت و تا به حال هم کارآفرینان زیادی تربیت کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته: این وبلاگ به &lt;A href=&quot;http://mkeyhani.wordpress.com/&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; منتقل شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2009 00:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bmc&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>bmc</dc:creator>
<guid>http://bmc.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
