تبليغاتX
فرهنگ، مدیریت، و کسب و کار
Business, Management, Culture
مطالب من را از این به بعد از طریق این وبلاگ جدید دنبال کنید. این هم مطلب مربوط به افتتاح وبلاگ جدید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 5:16 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 

رشته کارآفرینی در بسیاری از کشورهای جهان به عنوان یک رشته دانشگاهی تدریس می شود. حداقل در بسیاری از دانشگاه های معتبر آمریکا و کانادا که شخصاْ تعداد زیادی از آنها را مرور کرده ام رشته کارآفرینی در تمام سطوح لیسانس (مانند اینجا، اینجا و اینجافوق لیسانس، و دکترا پیدا می شود. در بعضی جاها رویکرد عملی تر است و در بعضی دیگر نظری تر است. در مقطع دكترا رویكرد نظری است و در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس بار عملی بیشتری دارد. در بسیاری از دانشگاه ها مراكز مختلفی مخصوص كارآفرینی وجود دارند كه بسیاری از آنها مراكز تحقیقاتی و مطالعاتی هستند كه به مطالعه علم كارآفرینی می پردازند (مانند اینجا، اینجا و اینجا). چیزی شبیه به دانشكده كارآفرینی در آمریكا و كانادا كم هست ولی هست (مانند اینجا و اینجا) ولی در استرالیا و جاهای دیگر پیدا می شود و در اروپا زیاد هست (نتایج این جستجو را ببینید).

به هر حال به نظر من بحث بر سر اینكه آیا رشته كارآفرینی اصلاً معنی می دهد یا نه دیگر زیاد بحث مهمی نیست و جوابش به اندازه كافی روشن است. اینكه آیا باید به شكل یك دانشكده جدا باشد یا نه هم سوال زیاد مهمی نیست. مهم این است كه لازم است در ایران به آن بپردازیم. اما همین كه خارجی ها این رشته را دارند نوع آموزش كارآفرینی در ایران را توجیه نمی كند. باید بررسی بیشتری بشود روی این موضوع كه چه انواعی از آموزش كارآفرینی در ایران لازم است و هر نوع در كجاها باید ارائه شود.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 

این روزها وقت انتخاب رشته کارشناسی ارشد است و بسیاری از دوستان به دنبال اطلاعاتی درباره رشته کارآفرینی می گردند. این وبلاگ تا به حال در این زمینه پیشرو بوده است. در همین راستا یک متن ۱۶ صفحه ای آماده کرده ام که دوستان می توانند برای آگاهی بیشتر درباره کارآفرینی و رشته آن در ایران از آن استفاده کنند:

توضیحاتی درباره زمینه علمی کارآفرینی و رشته کارآفرینی در ایران - کیهانی (۱۳۸۷) - پیوند مستقیم

گفتارهایی از این متن را در ادامه می آورم


می‌توان گفت اگر رشته‌های ديگر مديريت به بررسی سازمان‌های موجود می پردازند، رشته كارآفرينی به بررسی پديد آمدن سازمان‌ها می‌پردازد.

در پاسخ به اتهامات مبنی بر اينكه كارآفرينی به عنوان يك رشته هيچ چيز جديدی ندارد كه در رشته‌های ديگر مورد مطالعه قرار نگيرد، اسكات شين و سانكاران ونكاتارامان مقاله‌اي نوشتند كه اين مقاله بسيار به تثبيت علم كارآفرينی به عنوان يك رشته مستقل كمك كرد.

يك تقسيم‌بندی خوب براي درك رابطه كارآفرينی با آموزش چنين است: آموزش از طريق كارآفرينی، آموزش برای كارآفرينی، و آموزش درباره كارآفرينی.

می‌توان گفت كه كارشناسی ارشد كارآفرينی در ايران ميان آموزش «برای» كارآفرينی و آموزش «درباره» كارآفرينی هنوز مسير مشخصی را در پيش نگرفته است و عناصری از هر دو نوع آموزش در آن ديده می شود. اما روش مناسب برای جذب دانشجو، برنامه درسی لازم، اساتيد مورد نياز، و تسهيلات لازم براي اين دو مسير به كلي با هم فرق مي‌كنند.

يك سؤال بسيار متداول در ميان افرادی كه می خواهند براي ورود يا عدم ورود به رشته‌ كارآفرينی تصميم‌گيری كنند اين است كه آينده كاری اين رشته چگونه است؟

در پاسخ به اين سؤال برخی از افراد اشاره می‌كنند كه اين سؤال اشتباهی است چرا كه كارآفرين قرار نيست كار گير بياورد، او خودش كسب و كار راه‌اندازی می‌كند. امّا اين انتقاد تنها وقتی وارد است كه «آموزش برای كارافرينی» را در نظر بگيريم. افرادي كه قرار است «آموزش درباره كارآفريني» ببينند كاملاً حق دارند كه چنين سؤالی بپرسند. اتفاقاً آموزشی كه هم‌اكنون در ايران و در دانشگاه تهران وجود دارد بيشتر نزديك به آموزش «درباره كارآفرينی» است.

برخی از فرصت‌های كاری برای افرادی كه درباره كارآفرينی دانش اندوخته‌اند در زمینه هایی مانند آموزش، پژوهش، تهیه محتوا، مشاوره کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی، مشاوره سرمایه گذاری، سیاست گذاری و قانونگذاری یافت می شود.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 3:11 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 

ریچارد فلوریدا (Richard Florida) در کتابی که در سال ۲۰۰۲ با عنوان «صعود طبقه خلاق» (Rise of the Creative Class) نوشت، به اهمیت توانایی جذب انسان های خلاق به یک کشور برای توسعه اقتصادی آن اشاره می کند. به گفته وی انسان های خلاق جذب کشورهایی می شوند که سه T داشته باشند: Technology (فناوری)، Talent (استعداد)، و Tolerance (تحمل). برای فراهم کردن این زمینه ها دولت می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد. امروزه آلمانی ها با وجود اینکه آدم های خلاق و نخبه زیاد دارند، این افراد در بسیاری از موارد خلاقیت خود را در کشورهای دیگر به خصوص آمریکا بروز می دهند و هنر کارآفرینی خود را در آنجا به کار می برند. این اتفاقات باعث شده است تا آلمانی ها از خود سوال کنند که چرا؟ به وضوح نقش سیاست های دولت انکارناپذیر است.

این موضوع یکی از انگیزه های نوشتن کتابی درباره سیاستگذاری کارآفرینی شد که بخش مهمی از آن را ترجمه کرده ام و می توانید آن را در اینجا بخوانید:

قهرمانان محلی در دهکده جهانی: جهانی شدن و سیاست گذاری های جدید کارآفرینی (۲۰۰۵)

این کتاب تأكيد ويژه ای دارد بر مفهومی با عنوان «مدیریت راهبردی مکان ها» (Strategic Management of Places) که در واقع پیشنهاد می کند که سیاستگذاری توسعه کارآفرینی باید حتماْ در سطح منطقه نیز انجام شود. من قبلاْ در برخورد با کارهای برنامه LEED در OECD نیز تأکید بر سیاست گذاری محلی در سطح منطقه را دیده بودم. به گفته سرجیو آرزنی تحقیقات ۱۰ ساله برنامه LEED در OECD نشان می دهد که در صورتی که سیاست های توسعه کارآفرینی برای محل های مختلف به طور خاص طراحی شوند، می توانند منجر به سطح مناسبی از اشتغال زایی شوند.

علاوه بر مدیریت راهبردی مکان ها این کتاب تأکید دارد که رویکرد نوظهور در سیاستگذاری کارآفرینی بر تسهیل و تشویق تولید و تجاری سازی دانش متمرکز است. در این راستا است که نقش دانشگاه ها و کارآفرینی دانشگاهی بسیار مهم می شود. این موضوع سياستگذاران را در سرتاسر جهان علاقه‌مند كرده است كه دانشگاه‌ها را به شكل «دانشگاه‌های كارآفرين» توسعه دهند. بسياری از دانشگاه‌های جهان امروزه به سختي تلاش مي‌كنند تا موفقيت‌های دانشگاه‌های كارآفرين مثل MIT را در كشورهای خود تكرار كنند.

طبق يك مطالعه تا اواسط دهه 1990 فارغ‌التحصيلان و اساتيد دانشگاه MIT در حدود 4000 شركت تأسيس كرده بودند كه اين شركت‌ها تنها در سال ۱۹۹۴ براي 1.1 ميليون نفر اشتغال ايجاد كرده و 232 ميليارد دلار فروش داشته اند. اگر اين شركت‌ها يك كشور مستقل بودند، بيست و چهارمين اقتصاد قدرتمند جهان می شدند. دانشگاه MIT به تنهايی يك موتور مهم در توسعه اقتصادی كشور آمريكا است. طبیعی است که کشورهای دیگر هم آرزو دارند از این موتورها داشته باشند!

مقاله ای درباره کارآفرینی دانشگاهی هم ترجمه کرده ام که اطلاعات خوبی درباره تاریخ دانشگاه کارآفرین و چگونگی پیدایش آن در آمریکا می دهد:

اختراع دانشگاه کارآفرین (۲۰۰۳)

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 

امروز ۳ اردیبهشت، روز ملّی کارآفرینی است. دوست داشتم به این مناسبت مطلبی بنویسم. بنابراین کمی از آخرین تحقیقاتم را در زمینه کارآفرینی با شما در میان می گذارم.

موفق شدم اولین باری که واژه «کارآفرین» در ادبیات فارسی به وجود آمده را شناسایی کنم**. فکر می کردم احتمالاْ اولین بار کسی در یک قرن اخیر آن را به عنوان ترجمه واژه Entrepreneur ساخته باشد. امّا این واژه از خیلی وقت پیش در زبان فارسی وجود داشته و معنی آن «خدا» بوده است! موضوع حداقل تا قرن هفتم برمی گردد. اولین بار نظامی گنجوی در اسکندرنامه اش این واژه را ساخته است:

ز ما قرعه بر کاری انداختن         ز کارآفرین کارها ساختن

(متن کامل شعر را می توانید «اینجا» ببینید)

برای همین این واژه به معنی خداوند در نسخه های کامل فرهنگ آناندراج، فرهنگ معین و لغت نامه دهخدا (با ارجاع به همین بیت) آمده است. فرهنگ معین علاوه بر معنی خداوند اضافه کرده است: «کارآفریننده، آنکه کار ایجاد کند». دکتر جعفری مقدم اعتقاد دارد که در بیت فوق جالب است که روی کارساز بودن کارآفرین تاکید شده است و باید دقت کرد که در آن زمان واژه «کار» مقداری متفاوت با امروز به کار می رفته است. آیت اله عمید زنجانی هم اولین باری که با کارآفرینی آشنا شده بود اشاره کرده بود که کارآفرین اصلی خدا است. البته من زیاد مطمئن نیستم که بشود به مفهوم خدا گفت Entrepreneur چرا كه ريسك، فرصت، و... در آن زمینه معني نمي دهد. نظر شما چيست؟

هنوز نتوانسته ام سر دربیاورم که چه کسی برای اولین بار واژه كارآفرين را به عنوان ترجمه Entrepreneur به کار برده است. در این زمینه مکاتباتی با پروفسور واقفی، یکی از اولین محققین کارآفرینی در ایران و نویسنده کتاب «کارآفرینان ایران» و همچنین دکتر کتیل سلویک مکاتبه کرده ام. دکتر سلویک می گوید آقای خلیلی، بنیانگذار بوتان اعتقاد دارد که این ترجمه کار جامعه شناس معروف ایرانی، علی اسدی بوده است ولی هنوز شواهد محکمی برای این ادعا پیدا نکرده ام. در همین جا اعلام می کنم هر کسی اطلاعاتی درباره ریشه واژه کارآفرین به عنوان ترجمه Entrepreneur در ایران دارد، من علاقه مند به راهنمایی ایشان هستم.

**لازم به ذکر است که واقعاْ هیچ مدرکی ندارم که ثابت کنم قبل از نظامی کسی این واژه را به کار نبرده بود اما تا کنون که نیافته ام و بعید می دانم کسی بیابد. بنابراین تا زمانی که چنین مدرکی نداریم می توانیم بگوییم اولین مورد شناسایی شده واژه کارآفرین در همین بیت فوق از دفتر شرف نامه، بخشی از اسکندر نامه نظامی گنجوی بوده است.


در پست قبلی فراموش کردم از نویسندگان نظرهای بسیار خوبی که درباره مطلب «زبان انگلیسی و توسعه ملی ایران» نظر نوشته بودند تشکر کنم. به خصوص کیهان و امید که نظرات انتقادی خوبی ارائه کردند و به پخته شدن بحث کمک کردند. هر کسی آن پست را می خواند حتماْ خوب است نظرهای این دوستان را هم بخواند.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
از وقتی در سال ۸۵ وارد رشته کارشناسی ارشد کارآفرینی شدیم صحبت بود که قرار است مقطع کارشناسی این رشته نیز تشکیل شود. از آنجا که در آن زمان تیم دکتر رضویُ دکتر یداللهیُ و... پشت این ماجرا بود طبیعتاْ خیلی سریع کارها انجام شد و در مهر ۱۳۸۶ اولین ورودی این رشته تحت عنوان کارشناسی مدیریت کسب و کارهای کوچک یا SBA: Small Business Administration یا SBM: Small Business Management وارد دانشگاه تهران شدند.

تيم دكتر رضوي همان تیمی است که به ترتيب مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران، رشتة كارشناسي ارشد كارآفريني دانشگاه تهران، كلينيك كارآفرينی دانشگاه تهران و دانشكده كارآفرينی دانشگاه تهران را راه‌اندازی كردند. البته الان به جز مورد آخر همه قبلی ها را به ديگران سپرده اند و هم اكنون مشغول اداره دانشكده كارآفرينی دانشگاه تهران مي باشند. حسابش را بکنیم می بینیم خود دکتر رضوی یک کارآفرین سریالی موفق در حوزه دانشگاه بوده است.

اما مطلب امروز را ننوشتم برای اینکه به این چیزها بپردازم! مطلب امروز را نوشتم برای اینکه دو وبلاگ بسیار جالب به شما معرفی کنم. بچه های رشته SBA که در بالا ذکر شد در زمینه وبلاگ نویسی فعالیت های بسیار جالب و قابل تحسینی از خود نشان داده اند. روحیه پر انرژی، فعّال، علاقه مند و كارآفرينانه در اين وبلاگ‌ها قابل مشاهده است. از اینکه این روحیه ها را در بچه های این رشته می بینم بسیار خوشحالم. وقتی این روحیه را با روحیه ورودی های جدید کارشناسی خودم در رشته ریاضی در دانشکده علوم مقایسه می کنم می بینم که زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد!

بخشی از این وضعیت خوب را حاصل زحمات خانم نسترن حاجی حیدری می دانم که درس مبانی کارآفرینی را به این دانشجویان درس می دهند. من در چند جلسه از کلاس های ایشان حاضر شدم و به نظرم آمد که برای روحیه دادن و شارژ کردن بچه ها واقعاْ زحمت می کشند. خودشان هم جوان و پر انرژی هستند و رابطه بسیار دوستانه ای با دانشجویان دارند. حضور اساتید این چنینی در سال اول برای دانشجوی لیسانس فوق العاده مفید است و من همین جا از ایشان تشکر به عمل می آورم!

چقدر امروز حاشیه می رم! خب حالا برویم سر اصل مطلب. لینک وبلاگ گروهی دانشجویان SBA را در زیر می بینید. به نظرم این وبلاگ در آینده تبدیل به منبع اصلی اطلاعات برای کنکوری هایی که نسبت به این رشته کنجکاو هستند خواهد شد. جای خوبی برای به دست آوردن درکی از حال و هوای بچه های این رشته است.

وبلاگ گروهی دانشجویان رشته کارشناسی مدیریت کسب و کارهای کوچک

یکی از این دانشجویان فعال اقدام به راه اندازی یک وبلاگ دیگر نیز کرده است. وبلاگ سپیده سعید با دیدگاهی غیر رسمی تر به مسائل حاشیه ای کلاس های دانشجویان SBA می پردازد. این وبلاگ بسیار خواندنی و پر انرژی است و پیشبینی می کنم در صورتی که فعال بماند، در سال های آینده بسیار پرطرفدار شود.

وبلاگ سپیده سعید: کلاس باحال مدیریت کسب و کارهای کوچک 

 برای تمام این عزیزان آرزوی موفقیت دارم.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
در پست قبلی موضوع اختلاف نظر در مورد رابطه صنعت و دانشگاه به عنوان یک چالش مهم پیش روی کارآفرینی در ایران مطرح شد. این موضوع به خصوص در زمینه کارآفرینی دانشگاهی و کارآفرینی دانش محور بسیار حائز اهمیت است. در مطلب امروز به موضوعی چالش برانگیزتر می پردازیم...

چالش دوّم: اختلاف ارزشی کارآفرینی با فرهنگ ایرانی / اسلامی

فرض کنید لا به لای کارهای روزمره خود ۱۰ دقیقه وقت اضافی دارید. در مواجهه با گزینه های زیر کدام یک را برای صرف این ۱۰ دقیقه انتخاب می کنید؟

  1. به دعا و مناجات یا قرائت قرآن می پردازید
  2. به شخصی که نیازمند کمک شما است کمک می کنید (با فرض اینکه این کمک منفعتی برای شما نداشته باشد)
  3. به حل یک مسئله علمی فکر می کنید
  4. به روش های موفقیت و پولدار شدن خود فکر می کنید

کدام را انتخاب کردید؟ یک انسان خوب کدام را انتخاب می کند؟ این انسان مؤمن چطور؟ یک کارآفرین چطور؟ حتماْ هر روز برای شما زیاد پیش می آید که چنین تصمیماتی در تخصیص توجه خود بگیرید. به طور متوسط به کدام بیشتر بها می دهید؟ 

بالاخره شما به عنوان یک انسان مقدار محدودی دقیقه در این جهان دارید و در این دقایق مقدار محدودی توجه دارید که به موضوعات مختلف تخصیص بدهید. حالا این را جمع ببندید روی کل ملت ایران. ایرانیان به طور متوسط به چه موضوعاتی بیشتر توجه می کنند؟ این چیزی است که من در تحقیقاتم نام آن را گذاشته ام سرمایه توجه یک ملت.

چه چیزی باعث می شود به یک نوع فعالیت اهمیت بیشتری بدهیم؟ احساسات و ارزش های ما مکانیزم حاکمیت توجه ما هستند. دو گروه صفات زیر دو شخص فرضی را توصیف می کنند. هر کدام چه احساساتی را در شما بر می انگیزد؟ به نظر شما کدام شخص بیشتر دوست داشتنی است؟

شخص ۱: ثروتمند، زرنگ، فرصت طلب، زیاده خواه، کنس، حریص

شخص ۲: فقیر، ساده، مراعات کننده، از خود گذشته، دست و دل باز، قانع

کدام را انتخاب کردید؟ به بچه هایمان یاد می دهیم کدام را دوست داشته باشند؟ کدام یک بیشتر شبیه قهرمان های داستانی و مذهبی فرهنگ ما هستند؟ درست است که همه کارآفراینان یک شکل نیستند ولی معمولاْ به اولی بیشتر نزدیک هستند تا دوّمی. آیا ما در ایران اصلاْ کارآفرینان را دوست داریم؟!

به نظر شما واکنش یک ایرانی معمولی نسبت به شخص ۱ احتمالاْ کدام یک از موارد زیر است؟

  1. همه پول مملکت را خورده اند نا مردها!
  2. نوش جانش! او به شکوفایی اقتصاد کشور کمک کرده است.

البته این اختلافات ارزشی فقط مربوط به ایران نیست. دکتر فلپس، برنده جایزه نوبل اقتصاد در بررسی دلایل عقب ماندگی اقتصادی کشورهایی مثل آلمان، ایتالیا، و فرانسه به گفته یک اقتصاددان آلمانی اشاره می کند که می گوید «یک آلمانی ترجیح می دهد به دیگران بگوید که ثروتش را به ارث برده است تا اینکه اعتراف کند که آن را خود به دست آورده است».

برگردیم به ایران. دکتر احمدپور داریانی، که از پایه گذاران بحث کارآفرینی در ایران بوده است از استادان خوب ما در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران است. خود ایشان آدم مذهبی هستند و همیشه به این حدیث پیامبر اشاره می کند که «کاسب حبیب خدا است». اما آیا واقعاْ در مجموع یدگاه اسلام نسبت و به کسب و کار اینقدر مثبت است؟ اگر هست آیا دیدگاه مردم ایران هم همینطور است؟

در جلسه هم اندیشی که در دو پست قبلی به آن اشاره کردم یک نفر از همه جمع پرسید که به نظر شما ایثار یعنی چی؟! همه حاضرین که مانده بودند این سؤال چه ربطی به موضوعات جلسه دارد سکوت کردند. چندین بار شخص پرسشگر این سؤال را تکرار کرد و سپس خود تعریفی ارائه داد. او گفت:

آیا قبول دارید که ایثار یعنی دادن چیزی و نگرفتن چیزی در قبال آن؟ یک کارآفرین اینگونه فکر نمی کند!

بعد از مطرح کردن این موضوع نزدیک بود که یک دعوای جانانه در حد خون و خونریزی راه بیافتد! (البته جدی نیگیرید!) ولی خلاصه اینکه موضوع خیلی چالش بر انگیز است و به این راحتی هم حل نمی شود. دکتر بازرگان مدیرت جلسه با مهارت خاصی از ادامه دعوا جلوگیری کرد و بحث را عوض کرد. ولی چالش هنوز مطرح است.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
در پست قبلی اشاره کردم که در هم اندیشی استاید و مسئولین دو چالش مهم به طور روشن مطرح بود. از همان روزهای اولی که وارد وادی کارآفرینی شدم این دو چالش مشهود بودند و هنوز هم هستند.

چالش اوّل: رابطه صنعت و دانشگاه

در اينجا منظور از صنعت كليه حوزه هايی است که در آنها دانش آموختگان دانشگاهی علمشان را به کار می گیرند. در واقع چالش این است که دانشگاه رابطه اش با حوزه هایی که از خروجی های آن استفاده می کنند چگونه باید باشد؟ به طور مشخص هم اکنون در کشور صف آرایی دو طرز فکر کاملاْ مخالف با هم درباره این موضوع وجود دارد.

گروه اول به تقدّس دانشگاه اعتقاد دارند و به صراحت می گویند که این در شأن دانشگاه نيست كه خود را با نيازهای استفاده کنندگان از خروجی های دانشگاه وفق بدهد. این گروه مقام بسیار بالایی برای دانشگاه قائل هستند و عنوان می کنند که هیچ کس از بازار یا دولت یا هر جای دیگر حق ندارد برای دانشگاه تعیین تکلیف کند. بسیاری از اساتيد دانشگاه قدرتمند کشور عضو این گروه هستند. در جلسه هم اندیشی ذكر شده در پست قبلی، مسئولین دفتر ریاست دانشگاه تهران نیز چنین دیدگاهی را با تأكيد مطرح کردند و اخیراْ متوجه شدم که مسئولین رده بالای دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نیز طرفدار این عقیده هستند. شاید این موضوع توضیح می دهد که چرا با وجود اینکه این دانشکده سال ها وجود داشت، بازار کار اینقدر تشنه MBA های جدید شریف بود.

همانطور که می دانید دانشکده کارآفرینی عمدتاْ با حمایت مالی وزارت کار و مقداری هم شهرداری تهران راه اندازی شده (یعنی در واقع از آن چیزی که در این نوشته اسم آن را صنعت گذاشتیم بودجه گرفته). دکتر حسنقلی پور معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران این موضوع را در انتقاد از دانشکده کارآفرینی مطرح می کند و می گوید «ما اجازه نمی دهیم وزیر کار برای ما تعیین تکلیف کند».

در مقابل این دیدگاه گروه دوّم اعتقاد دارند كه دانشگاه‌ها بايد مطابق با نيازهاژی صنعت و بازار عمل کنند. این گروه دانشگاه را نه یک قدرت مقدس بالاتر از همه چیز و همه کس بلکه مانند یک کسب و کار می بینند که باید مشتری های خود را پیدا کند، آنها را راضی نگه دارد و در حفظ آنها بکوشد. دانشگاه باید نگران کیفیت محصولات و خدمات خود باشد و آنها را بازاریابی کند. این دیدگاه بسیاری از مسئولین و اساتید دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران است و در جلسه هم اندیشی مذكور اوّل از همه از جانب دکتر زالی، از اساتید این دانشکده بیان شد و واكنش مسئولين دانشگاه را بر انگيخت.

جالب اينجا است كه تقريباً هر كسی كه استاد دانشگاه نيست در اين گروه اعتقادی قرار دارد. مدیران شرکت های خصوصی و نیمه خصوصی و مدیران دولتی بارها و بارها در محافل مختلف از دانشگاه ها گله کرده اند که فارغ التحصیلان شما به درد ما نمی خورند! لطفاْ جان هر کی دوست دارید مطابق نیازهای جامعه دانشجو تربیت کنید! زبانمان مو در آورد! (البته نه دقیقاْ با این الفاظ). صحبت هایی مشابه از جانب چند نفر از مسئولین خارج از دانشگاه در جلسه هم اندیشی بیان شد.

دکتر رضوی رئیس دانشکده کارآفرینی صراحتاْ می گوید: «هدف ما این است که دانشجو متناسب نیازهای جامعه پرورده بشود». وی با ابراز تأسف از اينكه خيلی از دانشگاه های کشور برای خارجی ها نیرو تربیت می کنند اضافه می کند که «بسیاری از مدیران آموزش عالی اضلاْ فکر نمی کنند که برای کی تربیت می کنند؟!»

با این وجود هر چه قدر هم که مسئولین دانشکده علاقه مند به ارتباط با صنعت باشند، واقعیت این است که این کار در سیستم دانشگاهی ایران و به خصوص در زیرمجموعه دانشگاه تهران بسی دشوار است. نه تنها مشکلات سیاسی و اختلاف دیدگاه ها از نوعی که در فوق بیان شد وجود دارد بلکه اصلاْ سیستم دانشگاهی درست بلد نیست که چگونه باید با صنعت آشتی کند. به عنوان مثال یکی از مسئولین وزارت نیرو عنوان کرد که ما طرف دانشگاه آمدیم برای بحث کارآفرینی ولی از ما استقبال نشد. در جواب این صحبت دکتر یدالهی گفت ما برای وزارت نیرو نامه فرستادیم ولی از ما استقبال نشد! این موضوع تصویر دعوای یک زن و شوهر را در ذهن من القا کرد که سر یک سوء تفاهم دعوایشان شده ولی نمی دانند برای آشتی کردن چگونه باید با هم صحبت کنند!

در این نوشته من دو دیدگاه درباره نقش دانشگاه در مقابل صنعت بیان کردم و خودم هم بیشتر طرفدار دیدگاه دوبم بودم. ولی دیدگاه اول چه فوایدی دارد؟ فایده اش این است که دانشگاه خیلی روتین و بدون هیچ مشکلی در هویت و فلسفه به کار خود ادامه می دهد. اما دانشکده کارآفرینی هم اکنون با این چالش بزرگ مواجه است که آیا باید به پژوهش و مطالعه و پیشرفت علم کارآفرینی بپردازیم یا باید کارآفرین تربیت کنیم؟ دانشگاه به طور سنتی اولی را بلد است (تا حدی!) ولی اکثر ذی نفعان دانشکده کارآفرینی دوّمی را از آن می خواهند. این طور که من متوجه شده ام مسئولین دانشکده هر دو را می خواهند ولی هنوز دقیقاْ نمی دانند چطوری؟ تازه مسئولین دانشکده کارآفرینی اهداف بزرگتری در زمینه دانشگاه کارآفرین نیز در ذهن دارند و نه تنها دانشجویان خود بلکه دانشجویان سایر دانشکده ها را هم می خواهند کارآفرین کنند. با وجود محدودیت هایی که در سیستم پذیرش دانشجو وجود دارد بهترین مدل برای داشتن خدا و خرما در کنار هم چیست؟

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
در جلسه هم اندیشی که سه شنبه ۸ آبان در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار شد حرف های زیادی زده شد. در این یادداشت خلاصه ای از بعضی نکات مهم مطرح شده در این جلسه را می خوانید.

در این جلسه بسیاری از افراد مهم از جمله مسئولین دفتر رياست دانشگاه تهران، مسئولين و اساتید دانشکده های مختلف دانشگاه تهران، مسئولين وزارتخانه ها و نهادهای مختلف دولتی، و اکثر اعضای هیأت علمی دانشکده کارافرینی حضور داشتند (اما جای بخش خصوصی به نظر خالی می آمد). در این نوشته سعی می کنم تا جایی که می توانم عناوین درست افرادی که نام می برم را ذکر کنم.

مدیریت جلسه را دکتر عباس بازرگان بر عهده داشت و مثل همیشه حضور ایشان در نقش مدیر جلسه بسیار بسیار مفید بود. چرا که دکتر بازرگان را همه دوست دارند و به او احترام می گذارند. او تقریبآْ همه حاضرین را می شناخت و کار مدیریت جلسه را هم به شکل بسیار مناسبی انجام می داد.

با وجود مدیریت دکتر بازرگان باز هم به دلیل اینکه حاضرین حرف های مهم برای گفتن زیاد داشتند و خیلی از موضوعات مهم بایستی مورد توجه قرار می گرفت، مشکل پراکندگی بحث تا حدی وجود داشت. در لحظاتی احساس می کردم که معلوم نیست بحث درباره موجودیت و کارکرد دانشکده کارآفرینی است یا مفهوم دانشگاه کارآفرین یا کارآفرینی به طور کلی. البته اگر این جمع را می شد در جلسات بیشتری گرد هم آورد می توانستند این موضوعات را یکی یکی و سر فرصت مورد بحث قرار دهند ولی بعید است که بتوان چنین کاری کرد. من سعی می کنم در غالب این سه موضوع بعضی نکات مطرح شده در جلسه را بیان کنم. برای مطلب بعدی به بحث دو چالش مهم پیش روی کارآفرینی در ایران می پردازم که به نظرم مهم ترین و جنجال برانگیزترین چالش های مطرح شده در این جلسه بودند و بخش بزرگی از بحث را به خود اختصاص دادند.

نکته: نوشته های من خلاصه شده اند و ممکن است جملات دقیق گویندگان نباشند.

بحث درباره دانشکده کارآفرینی

دکتر بازرگان (هیأت علمی دانشکده روانشناسی): دانشکده کارآفرینی باید همه چیزش با دانشکده های دیگر متفاوت (کارآفرینانه) باشد.

دکتر یدالهی (هیأت علمی دانشکده کارآفرینی): اگر بحث کارآفرینی را به دو مقوله قابلیت های کارآفرینی و محیط کسب و کار تقسیم کنیم می توان وظایف دانشکده کارآفرینی را در این دو زمینه در نظر گرفت. به عنوان مثال دانشکده کارآفرینی باید دانشگاه ها را ترغیب کند که دانشجویان توانمند تولید کنند و به بهبود شرایط محیط کسب و کار در ایران نیز کمک کند.

دکتر الیاسی (هیأت علمی دانشکده کارآفرینی): به نظر من محیط سازی از عهده دانشکده کارآفرینی بر نمی آید و وظیفه ما نیست.

دکتر الیاسی: استادان ما باید روش های تدریس کارآفرینانه را به کار گیرند.

دکتر تقی یاره (مدیر گروه فناوری اطلاعات دانشکده فنی): دانشکده کارآفرینی خوب است دوره های کارشناسی ارشد کارآفرینی مخصوص لیسانس های مختلف ارائه دهد. (مثلاْ کارشناسی ارشد کارآفرینی مخصوص فارغ التحصیلان کارشناسی فناوری اطلاعات یا الهیات یا...)

دکتر تقی یاره: درست است که یکی از وظایف دانشکده کارآفرینی گسترش علم کارآفرینی است ولی بیش از حد به این موضوع توجه نکنید و مراقب وظایف دیگر آن نیز باشید.

جلیل صمدآقایی (نویسنده کتاب ها و مقالات مختلف در زمینه کارآفرینی و..؟؟؟): دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران هم اکنون در نوک پیکان کارآفرینی کشور قرار دارد. این دانشکده می تواند کارآفرینی را در ایران زمین بزند یا بالا بکشد.

بحث درباره دانشگاه کارآفرین / موضوع کارآفرینی در سطح کل دانشگاه

دکتر رضوی (رئیس دانشکده کارآفرینی): دانشجویان قبل از اینکه وارد دانشگاه بشوند جوانانی انگیزه مند، نترس، و پر انرژی هستند. در بعضی رشته ها دانشگاه بعد از ۴ سال آنها را تبدیل به انسان هایی ناتوانمندتر از گذشته می کند. تازه این دانشگاه تهران است!

دکتر حبیبی (رئیس دانشکده الهیات): چیزی که می بینم افسردگی، ناراحتی، و بی هدفی دانشجویان دانشکده الهبات است. آنها نگران این هستند که چگونه می توانند کسب درآمد کنند؟

مسئولی از اداره کل اشتغال و کارآفرینی بنیاد شهید: من با بیکاران زیادی از جنس فارغ التحصیلانی که دکتر حبیبی اشاره کردند سر و کار دارم. برای فارغ التحصبلان رشته های فنی مشکل چندانی از نظر فرصت های شغلی نداریم. ۷۰ درصد بیکارانی که با آنها سر و کار دارم فارغ التحصیلان علوم انسانی هستند.

چالش مهم شماره ۱ نیز بحثی در این زمینه است: رابطه صنعت و دانشگاه

بحث درباره کارآفرینی به طور کلی

دکتر سپهری (هیأت علمی دانشکده کارآفرینی): کارآفرینی فقط اشتغال زایی نیست، نوآوری هم بخش مهمی از آن است.

نکته: موضوع سوء تفاهم یکی دانستن کارآفرینی و اشتغال زایی داستانی مفصل دارد. در واقعیت این دو می توانند حتی مخالف یکدیگر باشند. برای دیدگاهی در این زمینه به مقاله «کارآفرینی ضد اشتغال» نوشته جلیل صمدآقایی مراجعه کنید.

جلیل صمدآقایی: نتیجه ۱۰ سال مطالعه من این است که کارآفرینی یعنی دیوانگی. آیا جرأت این را داریم که نام دانشکده کارآفرینی را بگذاریم دانشکده دیوانگی؟!

شوخی: دانشجویان عزیز می توانند دلایل بسیار دیگری برای این تغییر نام ارائه دهند!! و نه فقط برای دانشکده کارآفرینی...

دکتر سپهری: من موافق نیستم که کارآفرینی یعنی دیوانگی. کارآفرینی می تواند برنامه ریزی شده و حرفه ای انجام شود.

(احتمالاْ دکتر) سید منصور رضوی (یک مسئول سطح بالای دولت): من فقط آمده ام یک کلام بگویم روی «نهضت کارآفرینی» تأکید کنیم. کارآفرینی تا کنون در کشور مورد غفلت قرار گرفته است و باید با این عبارت «نهضت» به توسعه آن سرعت ببخشیم. به نظر من رسالت دانشکده کارآفرینی هم باید گسترش نهضت کارآفرینی باشد.

سید منصور رضوی: کارآفرینی و مدیریت چیزهایی است که باید از مهدکودک شروع کنیم به بچه ها یاد بدهیم.

چالش مهم شماره ۲ نیز بحثی در این زمینه است: اختلاف ارزشی کارآفرینی با فرهنگ ایرانی/اسلامی


در یادداشت بعدی دو چالش مهم عنوان شده را مورد بررسی بیشتر قرار خواهم داد. 

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 1:48 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
دیشب تمامی دانشجویان کارشناسی ارشد ورودی های قبل و ورودی جدید رشته کارآفرینی دانشگاه تهران به علاوه  دانشجویان کارشناسی ورودی جدید رشته مدیریت کسب و کارهای کوچک به یک مراسم افطاری دوستانه در محل جدید دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران دعوت بودند. برای اولین بار بود که این ساختمان جدید را از نزدیک می دیدم. در یک کلام داخل آن خیلی شیک بود و حسابی داشتند به آن می رسیدند. تا آخر این هفته کلاس های آن برای برگزاری کلاس آماده خواهد شد. علاقه مندان می توانند از آن در آدرس خیابان کارگر شمالی (امیرآباد) ابتدای خیابان فرشی مقدم (شانزدهم) بازدید کنند. پس از ورود در سالن اصلی با سه نخل زیبا مواجه خواهید شد و یک راه پله دوست داشتنی به سبک قصرها. داخل کلاس ها در حال تجهیز با میز و صندلی ها امکانات دیگر از نوع باکیفیت ترین ها است و سایت و کتابخانه نیز در حال تجهیز با بهترین کتاب ها و کامپیوترها هستند.

در مراسم افطاری دیشب سه جنبه از شخصیت های دانشکده کارآفرینی نمایان بود:

  1. ارتباط قوی با وزارت کار
  2. ارتباط قوی با شهرداری تهران
  3. ارتباطات بین المللی خوب

نمایندگان وزارت کار و شهرداری هر دو در مراسم حضور داشتند و به طور مختصر برای دانشجویان صحبت کردند. آنها نقش مهم دانشکده کارآفرینی را در سیاست های توسعه کشور یادآور شدند و گوشه ای از همکاری های ممکن به دانشکده و این نهادها را توضیح دادند.

نمایندگان سازمان بین المللی دانشجویی آیسک (AIESEC) که همین تازگی ها به ایران راه پیدا کرده است نیز در جلسه حضور داشتند و توضیحات مختصری درباره سازمان خود به دانشجویان ارائه دادند. این توضیحات ابتدا به زبان انگلیسی ارائه شد ولی بنا به تقاضای بعضی از بچه های ورودی جدید توضیحاتی به فارسی نیز ارائه شد (بچه ها زبانتان را قوی کنید!!). AIESEC یک فضای جالب برای فعالیت دانشجویان پر انرژی و پر نشاط فراهم می کند و برای آنها فرصت شرکت در کنفرانس های بین المللی و برنامه های کار و زندگی در خارج از کشور را فراهم می کند. درباره AIESEC و اولین جلسه رسمی معارفه آنها در ایران در وبلاگ انگلیسی ام مطلب مفصلی نوشته ام. دانشکده کارآفرینی از ابتدای ورود AIESEC به ایران از این انجمن حمایت کرده و روابط خوبی را با آنها برقرار نموده است.

به مناسبت تمام آغازهایی که این روزها می بینم، آغاز سال تحصیلی جدید، راه اندازی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران، ورود AIESEC به ایران، و همچنین ورود دانشجویان جدید لیسانس و فوق لیسانی رشته کارآفرینی متن زیبایی را از یک صحنه از یک سریال تلوزیونی را در وبلاگ انگلیسی ام خدمت تمامی دوستان و خوانندگان تقدیم کردم. برای دوستانی که در خواندن این متن انگلیسی مشکل دارند (بچه ها زبانتان را قوی کنید!!!!) در اینجا نیر ترجمه این متن را که متن سخنرانی مراسم ورود دانشجویان جدید و آغاز سال تحصیلی در دانشگاه است را به همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ تقدیم می کنم. ترجمه این متن را به خصوص به دوستان جدیدم در رشته مدیریت کسب و کارهای کوچک تقدیم می کنم:


شبتان به خیر. امشب می خواهم ورود شما را خوشامد بگویم... ورود به یک رنسانس. یک تجدید حیات.

برای یعضی از شما این شب زمان بازگشت شما به زندگی دانشگاهی است و برای برخی دیگر از شما یک آغاز جدید است. بنابراین در طلوع این سفر بزرگی که امروز آغاز می کنید می خواهم فکری را تقدیمان کنم تا با خود ببرید.

خوب گوش بدهید: اینجا شکست خواهید خورد. دانشگاه نقطه اوج دوره دبیرستان شما نیست. بلکه آغاز زندگی بزرگسالی شما است. اما یک آغاز آرام و شیرین که هیچ  شباهتی به محدودیت ها و مسئولیت های که در آینده زندگی به تدریج با آنها مواجه خواهید شد ندارد. پس اینجا شکست بخورید... این فرصت شما است.

کارهایی انجام دهید که می دانید نمی توانید انجام دهید، یا فکر می کنید نمی توانید انجام بدهید ولی در عمیق ترین و پنهان ترین جای قلبتان امید دارید که بتوانید.

به کارها وارد نباشید. خجالت زده شوید. ضعیف باشید. دل را بزنید به دریا، یا به اقیانوس!

هر چه محکم تر زمین بخورید، بلندتر بر می خیزید. هر چه با صدای بلندتر شکست بخورید، واضحتر صدای زنگ موفقیت آینده تان را خواهید شنید. شکست یک هدیه است. از آن استقبال کنید. آدم هایی هستند که  هر روز با این فکر زندگی می کنند که چطور این آدمی شدند که الان هستند، چطور فرصت های خاصی را از دست دادند و چرا راه کمتر طی شده را انتخاب نکردند. آن آدم ها شما نیستید.

شما از نزدیک شاهد تحول خودتان هستید. و در تحول خودتان شاید حتی جهان را هم متحول کنید. این را باور کنید و به استقبال این انسان جدیدی که دارید می شوید بروید. این لحظه شما است. الان. نه ده دقیقه دیگر و نه فردا، واقعاْ الان. این را بدانید و با پوست و گوشتتان لمس کنید و هر روز که از خواب بیدار می شوید به یادش بیاورید. و بعد ادامه دهید.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
یکی از زیبایی های نوشته های پیتر دراکر این است که او فقط متمرکز روی مسائل مدیریت و کسب و کار نیست و خیلی از مسائل مهم جامعه برایش جالب است. برای همین هنگام مطالعه دراکر چیزهای بسیار جالبی یاد می گیرم. از جمله مطلب امروز.

پس از انقلاب صنعتی در انگلیس مردم دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشتند و با وجود اینکه جامعه در کل در حال توسعه بود، وضعیت رفاه و معیشت مردم تا سال ها وخیم بود. به همین دلیل اغلب زنان و مردان خانواده همگی برای کسب درآمد کار می کردند. پس از آن که آرام آرام وضع مردم بهتر شد، خيلی از خانواده ها توانستند فقط به درآمد یک نفر مرد خانه اتکا کنند. به تدریج اینکه زن ها کار نکنند تبدیل به یک نماد پول دار بودن و با کلاس بودن شد. بنابراین تا همین ۷۰-۸۰ سال پیش اگر از یک مرد انگلیسی می پرسیدید که «همسرتان شاغل هستند؟» به غرورش بر می خورد!


مدتی بود که بحث کنکور کارشناسی ارشد مدیریت در این وبلاگ کم شده بود. اما اخیرا با وجود اینکه اکنون وبلاگ های تخصصی برای این موضوع وجود دارد (قسمت پیوندها را ببینید) اما باز هم این وبلاگ یکی از فضاهای بحث در این مورد شده است. من در این بحث ها از دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران زیاد تعریف کردم و افراد را تشویق به آمدن به این رشته کردم و به عدم رعایت بی طرفی متهم شدم که تا حدی اتهام درستی است. خب چه کار کنم من در بطن ماجاراهای تأسیس این دانشکده هستم و به نظرم می آید جای جالبی خواهد شد.

نقشه ساختمانی که قرار است برای آن بسازند را دیدم و خیلی شیک بود. خوش به حال دوستانی که دو سه سال دیگر احتمالاْ تکمیل آن را شاهد خواهند بود. نام چند تن از اعضای هیأت علمی که قرار است این دانشکده داشته باشد و خیلی از آنها خودشان درخواست کردند که عضو هیأت علمی اینجا باشند را دیدم و باید بگویم که شامل چند تن از بزرگترین نام های ایران می شود. هم اکنون دانشکده مشغول فعالیت های زیادی است از جمله تجهیز کتابخانه که من مستقیماْ درگیر آن هستم.

 نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
در یک وبلاگ جالب در یاهو ۳۶۰ مطلبی دیدم درباره گزاره «خواستن توانستن است» (لینک) واقعاْ از خواستن تا توانستن چقدر را است؟

اگر دقت کرده باشید خیلی خیلی پیش می آید که وقتی با قهرمانان ورزشی و یا سایر انواع افراد موفق مصاحبه می کنند. جمله هایی شبیه به اینها زیاد می شنوید:

  • اگر واقعاْ تلاش کنی می توانی
  • کافیه ذهن خودت را حسابی متمرکز کنی تا بتوانی
  • اگر واقعاْ بخواهی می توانی
  • و...

خلاصه اینکه اگر X آنگاه می توانی...

امّا نكته مهم اين است كه منظور آنها از اين جملات اين است كه «من خودم X و توانستم، پس شما هم اگر X می توانید» اما آیا این نتیجه گیری درست است؟ آیا درست است که فرض کنیم آنچه یک بار برای ما اتفاق افتاده است همیشه برای همه اتفاق خواهد افتاد؟ انسان ها به طور معمول این اشتباه را می کنند...

در واقع انسان هایی که می گویند خواستن توانستن است معمولاْ آنهایی هستند که توانسته اند! چرا هیچ وقت نمی رویم با آنهایی مصاحبه کنیم که خیلی می خواسته اند یا خیلی تلاش کرده اند ولی نتوانستند؟

حالا در همین رابطه یک چیز خیلی جالب اینجا دربار تحقیقات علم کارآفرینی بنویسم! در تحقیقات کارآفرینی بسیار بسیار مرسوم است که با کارآفرینان موفق مصاحبه می کنند و آنها را حسابی مورد بررسی و موشکافی قرار می دهند تا بتوانند درک کنند که این افراد چگونه موفق شده اند. معمولاْ این محققین دنبال این هستند که ببینند فرد مورد نظر چه ویژگی هایی داشته است که باعث موفقیت او شده اند. در ایران هم کارهایی در این زمینه ها می شود. دکتر احمدپور داریانی، كه از اساتيد خوب ما هستند، با کارآفرینان زیادی مصاحبه کرده اند.

امّا از سال ۱۹۹۲ تا كنون شخصی به اسم Paul Reynolds بر اين روش تحقيق ايراداتي وارد كرده است. به طور خلاصه او می گوید که اولاْ زیاد مهم نیست که فرد کارآفرین چه ویژگی هایی دارد، باید بررسی کرد که فرایند کارافرینی چگونه و در چه شرایطی طی شده است. دوّماً كه چرا فقط كارآفرينان موفق را بررسی کنیم؟ این کار مثل این می ماند که برای بررسی احتمال موفقیت در یک بازی شانس، نمونه آماری خود را فقط از ميان برنده ها انتخاب كنيم و نتيجه بگيريم كه احتمال موفقيت ۱۰۰٪ است!!

روش تحقیق جدیدی که آقای Reynolds پیشنهاد می کند به عنوان Nascent Entrepreneurship معروف شده است و تآکید دارد که یک نمونه از کارآفرینانی که تازه کار خود را شروع کرده اند و معلوم نیست موفق بشوند یا نه را بررسی کنیم. در این بررسی به فرآیند کارآفرینی بیشتر توجه داشته باشیم و بررسی را چند بار تکرار کنیم تا ببینیم در هر تکرار وضعیت کارآفرین چقدر تغییر کرده است. شاید یکی که خیلی خوب پیش می رفت دفعه بعد که بررسی کردیم شکیت خورده باشد. در ضمن شکست خورده ها را فراموش نکنید!

خواستن همیشه توانستن نیست امّا اگر از آنهایی که می خواستند و نتوانستند درس بگیریم شاید بهتر بتوانیم.

در همین رابطه درباره موضوع به اشتراک گذاری دانش شکست خوردن در وبلاگ مدیریت دانش هم مطلب جالبی نوشته ام (لینک).

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
انجمن بین المللی مدیران ایرانی (سایت) ضمن اینکه از علاقه مندان دعوت به عضویت می کند، در ايميلی به من برگزاری کارگاهی در زمینه کارآفرینی را به مدت یک هفته از ۲ الی ۷ تیر ماه اعلام کرده است. درباره اش اینجا بخوانید.

جالب است که Entrepreneurship را فرصت ورزی ترجمه کرده اند و از به کار بردن واژه کارآفرینی خودداری کرده اند. باید دید این واژه پیشنهادی جدید تا چه اندازه می تواند با واژه کارآفرینی رقابت کند.

سخنرانان اعلام شده برای کارگاه افراد بسیار جالبی هستند و خیلی دوست دارم با آنها هم صحبت شوم اما هزینه شرکت در کارگاه در ارزان ترین حالت ممکن ۳۵۰ هزار تومان است که خبلی زیاد است. اگر کسی رفت لطفاْ برای ما تعریف کند!

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
ممنون از خانم بهروز آذر و آقای رضايی برای اطلاعاتی كه در نظرات مطلب قبلی دادند. امسال ظرفيت كارشناسی ارشد كارآفريني 80 نفر است. اين 80 نفر نقش مهمی در توسعه كشور خواهند داشت و امكانات و فرصت های فوق العاده ای پيش رويشان خواهد بود. اگر می توانيد بياييد كارآفرينی بياييد.

در وبلاگ خانم بهروز آذر فهرست گرايش های واقعی كارشناسی ارشد كارآفرينی را ببينيد و دفترچه كنكور را زياد جدی نگيريد. اين فهرست را مسئولين دانشكده در نشست مطبوعاتی شنبه صبح اعلام كردند:

اطلاعات بیشتر به نقل از ایسنا

اطلاعات بیشتر به نقل از خبر گزاری مهر

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
مطلبی که می خواهم امروز بنویسم احتمالاْ برای کنکوری هایی که رشته مدیریت کارآفرینی را برای کارشناسی ارشد یا رشته مدیریت کسب و کارهای کوچک را برای کارشناسی جزو گزینه های خود در نظر دارند جالب خواهد بود.

ماجرا از این قرار است که گروه کارآفرینی قرار است از دانشکده مدیریت جدا شود و دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران تشکیل شود. این دانشکده پذیرای دانشجویان کارشناسی در رشته مدیریت کسب و کارهای کوچک، و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری در چندین گرایش مختلف رشته کارآفرینی خواهد بود. دکتر مصطفی رضوی رئیس فعلی مرکز کارافرینی دانشگاه تهران ریاست دانشکده کارآفرینی را به عهده خواهد داشت و مجموعه کلینیک کارآفرینی دانشگاه تهران که به تازگی با همکاری شهرداری تهران در ساختمانی در خیابان ۱۶ آذر تأسیس شده است نیز زیرمجموعه این دانشکده خواهد شد.

دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران سازمان مهمی برای کشور خواهد بود. به زودی رشته کارآفرینی در خیلی از دانشگاه های کشور ارائه خواهد شد و چشم امید همه به الگوی دانشگاه تهران است. از دانشگاه های مختلف با دانشگاه تهران تماس می گیرند تا درباره چگونگی راه اندازی این رشته سؤال کنند.  دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران همچنین با سازمان های بین المللی نظیر UNESCO و Global Entrepreneurship Monitor ارتباط خواهد داشت و فارغ التحصیلان آن می توانند نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشور ایفا کنند. می گویند وزیر کار به دکتر رضوی گفته است که ما هر کاری می خواهیم بکنیم منتظر فارغ التحصیلان شما هستیم!

اگر جای دکتر رضوی و سایر مسئولین تشکیل دانشکده کارآفرینی بودید آیا در این فرآیند دانشجویان را نیز مشارکت می دادید و نظر آنها را می پرسیدید؟ دکتر رضوی به شکل بسیار قشنگی این کار را انجام داده و می دهد. اوج این مشارکت در سفری بود که ایشان ترتیب دادند تا همه دانشجویان و تعدادی از اساتید، مسئولین و کارمندان دانشکده کارآفراینی را برای ۳ روز به مسافرت بردند. این مسافرت برای همه رایگان بود، افراد متأهل با خانواده آمدند، در سوئیت های مجهز دانشگاه تهران در کنار ساحل دریای خزر (خزرآباد ساری) اقامت داشتیم و در کل خیلی خیلی خوش گذشت! ورزش، بازی، بگو بخند، آتیش نصفه شب لب ساحل، دوبله کردن فیلم های خارجی با موضوعات مربوط به کارآفرینی (!!)، پانتومیم فوق حرفه ای پیشرفته در بستر کارآفرینی (!!!)، آشنایی با دوستان جدید و...

این مسافرت فواید زیادی برای دانشکده کارآفرینی داشت. اکثر دانشجویان کارآفرینی آمده بودند، از ورودی ها و گرایش های مختلف. همه خیلی بیشتر از گذشته با هم آشنا شدند و میزان رفاقت ها میان دانشجویان چندین برابر شد. در کل شبکه اجتماعی دانشجویان کارآفرینی با همین مسافرت ۳ روزه بسیار قوی تر شد.

در جلسات گفتگو و پرسش و پاسخی که میان اساتید و دانشجویان برگزار شد (و یک جلسه هم تحلیل SWOT برای دانشکده انجام دادیم) خیلی از مسائل پیش روی دانشکده برای بچه ها روشن شد. دکتر امیری مدلی برای توسعه دانشکده کارآفرینی ارائه کرد، دکتر یداللهی تاریخچه راه اندازی رشته کارآفرینی را کامل و بدون سانسور تعریف کرد که خیلی جالب بود و دکتر رضوی به ما ایده های خوب و جالبی برای چشم انداز دانشکده داد. نکته دوست داشتنی این بود که همه اساتید صادقانه بدون سانسور و بدون رودرواسی صحبت می کردند و از بیان مشکلات و ابهاماتی که پیش رویشان بود پرهیز نمی کردند. به جای این کار این مشکلات را مطرح می کردند و از ما دانشجویان می خواستند که فعالانه در تلاش برای رفع آنها نظر بدهیم و کمک کنیم. نظرهای خوبی هم از جانب دانشجویان مطرح شد. دو نفر از دانشجویان دکترای کارآفرینی به خصوص نظرات خوبی دادند و ما را از موضوعات جالبی آگاه کردند.

بعضی از دوستان نگران بودند که بچه ها در این سفر همه اش به فکر خوش گذرانی باشند و آخرش نتیجه خوبی ندهد. در حالی که همین خوش گذرانی خیلی مفید بود ضمن اینکه بچه ها وقتی به این شکل دور هم جمع می شوند ۹۹٪ وقت را خوش می گذرانند و همین طور هم شد ولی همان ۱٪ وقتی که با بچه ها درباره آینده دانشکده صحبت کردیم خیلی خیلی مفید بود. درباره ایده هایی مربوط به مدیریت brand کارآفرینی و دانشکده کارآفرینی و نیز تقویت جامعه دانشجویان کارآفرینی صحبت کردیم. تازه همان ۱٪ هم خوش گذشت!

جمع کنونی بچه های کارآفرینی بسیار جمع دوست داشتنی است و بچه های خیلی فعال و قوی ای داریم. به قول دوستان یکی از نشانه های این موضوع این است که در هر لحظه دلخواه که به سایت کامپیوتر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران سر بزنید بچه های کارآفرینی را بیشتر از هر رشته دیگر می بینید و روی تمام کامپیوترهای این سایت پر از مقاله های کارآفرینی است! ایده هایی که بچه ها مطرح می کردند محشر بود و اگر دکتر رضوی کمک کند تا این ایده ها را پیاده سازی کنیم می توانیم دانشکده کارآفرینی را به مقصد آرزوهای هر کنکوری تبدیل کنیم به طوری که شاید روزی رشته کارافرینی دانشگاه تهران از برق شریف هم بالاتر محسوب شود. این چشم انداز بلندپروازانه ای است و برای تحقق آن نیازمند همکاری و تلاش استید، مسئولین، و دانشجویان هستیم. جمعی که دکتر رضوی توانست میزان همبستگی اش را با یک سفر به شمال بسیار بالا ببرد.

امروز هر کس را در دانشکده می دیدم می گفت شمال خیلی خوش گذشت! در کل این روزها دانشجوی کارآفرینی بودن با وجود اینکه تلاش زیادی لازم دارد اما خوش می گذرد!

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 1:8 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
الان يك نيم ساعتی هست كه دارم می خندم! الان می گم چرا...

بعد از اینکه پست قبلی را درباره فضای دوست داشتنی گروه کارآفرینی نوشتم بعضی از دوستان متذکر شدند که واقعاْ همه چیز در گروه کارآفرینی دانشگاه تهران زیبا نیست. توصیف من از این گروه به قول یکی از همکلاسی ها آدم را یاد گل و بلبل و رودخانه و طبیعت زیبا و بهشت کارآفرینی می انداخت! خب حالا برای اینکه کمی هم از طرف دیگر ماجرا گفته باشم این پست را می نویسم.

حتماْ دیده اید که در کنکور کارشناسی ارشد ضریب درس زبان برای کارآفرینی خیلی بالا است. دوبرابر سایر درس ها. خیلی بیشتر از MBA. بنابراین اکثر بچه هایی که قبول شده اند زبانشان خوب است. اما قرار بود زبان فقط یک ابزار باشد برای ما نه یک هدف. متاسفانه در بعضی از کلاس ها اساتید محترم آنقدر به دانشجویان کار ترجمه دادند که عده ای پیشنهاد کردند نام دانشکده کارآفرینی به دانشکده زبان و ادبیات کارآفرینی تغییر پیدا کند!! نظر شخصی خود من هم کاملاْ مخالف با ترجمه است چون به نظر من ایرانی ها هر چقدر هم سعی کنند نمی توانند همه دانش جهان را به فارسی تبدیل کنند و بهتر است به جای این کارها زبان انگلیسی خود را تقویت کنند. ترجمه مثل دادن یک ماهی به فرد گرسنه است. اما فرد تا ماهی گیری یاد نگیرد مشکلش حل نمی شود.

حالا قضیه اینکه چرا داشتم می خندیدم این بود که یکی از دوستان فهرست دروس پیشنهادی برای دوره کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات کارآفرینی را تهیه کرده است!!! می توانید آن را در اينجا بخوانيد.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
من هميشه جزو منتقدين نظام دانشگاهي ايران و نيز جزومنتقدين خيلي از جنبه هاي دانشكده مديريت دانشگاه تهران (به خصوص مديريتش!) بوده ام و هستم. امّا در اين نوشته مي خواهم كمي تعريف كنم. درست است كه اين مدّت خيلي اذيت شديم (به خصوص از طرف آموزش و تحصبلات تكميلي) و درس ها و استادها هم بي نقص نبودند امّا يك جنبه از گروه كارآفريني دانشگاه تهران را خيلي دوست دارم و مي خواهم درباره اش اينجا بنويسم. آن هم فضاي حاكم بر اين گروه است.

فضا پر از هيجان است. تغييرات بزرگي در راه است. قرار است دانشكده كارآفريني تأسيس شود. قرار است كلينيك كارآفريني تأسيس شود. كارآفريني موضوع داغ كشور است و همه جا به آن توجّه مي شود. كارآفريني رشته جديدي است و جزو اوّلين ها بودن خيلي هيجان انگيز است. بازار كار فوق العاده به نظر مي رسد و بچّه ها مدام با پيشنهاد هاي كاري مواجه مي شوند. در دانشكده مديريت دانشگاه تهران تقريباً با تمام بزرگان علم كارآفريني كشور مي توان ارتباط برقرار كرد. مي شود سر كلاس هايشان نشست و با آنها كار علمي انجام داد و جا براي كار علمي هم زياد است. چند تن از اساتيد هم كارهاي پروژه اي انجام مي دهند و دانشجويان علاقه مند به راحتي مي توانند در اين پروژه ها همكاري كنند. بله دوستان دانشجوي كارآفريني دانشگاه تهران بودن در اين دوران بسي هيجان انگيز است!

فضا پر از خلاقيت و ايده پوروري است. بچّه هاي كارآفريني مدام در حال ايده پردازي و شنيدن و بررسي كردن ايده هاي ديگران هستند. ايده ايده ايده همه‌اش ايده! همين موضوع باعث مي شود تا در تشخيص ايده هاي ضعيف يا متوسط از ايده هاي خوب مهارت زيادي پيدا كنيم. باعث مي شود در فرآيند پختن و فيلتر كردن ايده ها مهارت پيدا كنيم. براي بسياري از درس ها لازم است چند تا ايده مطرح كنيم. علاوه بر اين بچّه ها خودشان مدام در حال فكر كردن براي ايده هاي مختلف هستند. ضمن اينكه ايده هاي ديگران هم زياد به گوشمان مي رسد. بعضي ها بهترين ايده هايشان را يواشكي پيش خودشان نگه مي دارند و فقط به يكي دو نفر معتمد مي گويند. خيلي از بچه ها براي نشان دادن برتري خود در خلاقيت در ايده پردازي با يكديگر رقابت مي كنند. ديگر همه چيز را با چشم فرصت يابي براي كارآفريني نگاه مي كنيم. يك نكته جالب اين است كه تعداد زيادي از بچّه ها از رشته هاي ليسانس متنوّع و غير مرتبطي آمده اند مانند زبان، شيمي، مكانيك، صنايع،‌ هوا و فضا، فرش، فيزيك، نرم‌افزار و... آمده اند و ايده هاي بسيار متفاوتي كه مطرح مي كنند بسيار جالب است و كمك مي كند تا همه گسترده تر فكر كنيم و ذهنمان باز شود. با وجود اينكه بازار كار بسيار خوب است فكر مي كنم بچّه ها تا آخر فارغ‌التحصيلي اصلاً نگران پيدا كردن كار نباشند چون تا آن زمان حداقل يك دو جين ايده هاي عالي براي راه‌اندازي كسب و كار در سر دارند و كلّي مهارت و دانش درباره چگونگي ايجاد يك كسب و كار پيدا كرده اند.

خب همانطور كه گفتم من منتقدم! امّا اين فضاي حاكم بر گروه كارآفريني را دوست دارم و به نظرم از فضاي مرده حاكم بر بسياري از گروه هاي آموزشي كشور بهتر است. در مجموع خوشحالم كه اينجا قبول شدم و ديگران را هم تشويق مي كنم كه بيايند.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
به دليل مشكلات فني Blogfa چند وقتي بود مطلب ننوشتم. براي خوانندگاني كه نمي‌دانند مي‌گويم كه من امسال براي مقطع كارشناسي ارشد در رشته مديريت كارآفريني در دانشگاه تهران قبول شدم. حالا مقدار زيادي مطلب درباره كارآفريني دارم كه بنويسم و در آينده هم بيشتر خواهم نوشت.


كارآفريني چيست؟
تصوّر غلط عموم مردم اين است كه كارآفريني همان اشتغال زايي است. اين كاملاً اشتباه است و يك كارآفرين موفّق ممكن است براي هيچ كس غير از خودش كار نيافريند! در واقع شايد كلمه كارآفريني ترجمه خوبي براي Entrepreneurship نبوده. امّا كسي هم كلمه بهتري سراغ ندارد و در دولت و جامعه علمي اين واژه جا افتاده است. Entrepreneurship به طور خلاصه به اين معني است كه فرصت هاي جديد را تشخيص دهيم و آنها را به Business يا كسب و كار تبديل كنيم. (البته اين تعريف دقيق و علمي نيست)


وضعيت كارآفريني در ايران
دكتر رضوي، مدير مركز كارآفريني دانشگاه تهران مي گويد ايران اصلاً كشور خوبي براي كارآفريني نيست. (در آمارهاي رسمي مقام صد و چندم را دارد). يعني براي مردم آسان نيست كه يك كسب و كار موفّق راه بياندازند. امّا با اين وجود ايران پر از فرصت كارآفريني است و از اين نظر نسبت به كشورهاي ديگر خيلي بهتر است. به طور خلاصه ترجمه اين حرف دكتر رضوي از نظر من يعني اينكه شما در كشورهاي توسعه يافته به سختي مي توانيد فرصت نوآوري پيدا كنيد امّا اگر پيدا كرديد راه اندازي كسب و كار آسان است. در ايران شما به راحتي مي توانيد فرصت نوآوري پيدا كنيد امّا تبديل آن به يك كسب و كار موفّق دشوار است.


در مطالعاتي كه تا به حال داشتم متوجّه شدم كه دولت هاي جهان گسترش كارآفريني را يك عامل مهم رشد و توسعه اقتصادي مي دانند. مخصوصاً آمريكا مقدار زيادي از موفّقيت اقتصادي خود را مديون روحيه كارآفريني مردم امريكا و ساز و كارهاي حاكمّيتي براي حمايت از كارآفريني مي داند. (البته اين ديدگاه تا قبل از دهه 1970 زياد وجود نداشت و تا آن زمان بيشتر شركت هاي خيلي بزرگ بودند كه مهم ترين عامل اقتصاد محسوب مي شدند).


از وقتي كه متوجّه شدند كارآفريني و كسب و كارهاي كوچك چنين تأثير مهمّي در رشد اقتصادي دارد ناگهان كارهاي علمي روي كارآفريني بسيار گسترش يافت و اين رشته حسابي كل كرد (فبلاً هم وجود داشت ولي نه به اين شدّت). بسياري از دانشگاه ها شروع به ارائه رشته كارآفريني كردند و همه به فكر توسعه كارآفريني افتادند.


البته نه در ايران. در ايران خيلي به كارآفريني كم توجّهي كرديم. همين كه سال پيش براي اوّلين بار در تاريخ نام رشته كارآفريني را در دفترچه كنكور ديديم خودش نشان دهنده ميزان عقب ماندگي ما در اين زمينه است. حالا كه ناگهان متوجّه شده ايم كه كارآفريني چقدر مهم است داريم بال بال مي زنيم!


اين كه مي گويم بال بال مي زنيم واقعاً اغراق نيست! تازه دو سال است كه رشته كارآفريني را دانشگاه تهران راه انداخته (و تعدادي از افراد برجسته كشور در اين رشته را جذب كرده، مثل دكتر احمدپور) و حالا هيچي نشده دولت به اين دانشگاه پيشنهاد كرده كه براي رشته كارآفريني يك دانشكده جداگانه تأسيس كند!!
البته ناگفته نماند كه در دانشگاه صنعتي شريف هم با حضور دكتر فيض‌بخش فعّاليت هايي در زمينه كارآفريني مي‌شود.


دولت نقشه دارد كه ساليانه 100000 نفر را در رشته كارآفريني آموزش دهد. ولي هنوز در كشور به اندازه كافي آموزش دهنده كارآفريني نداريم كه اين تعداد را آموزش بدهند. براي همين از اوّلين دوره هاي دانشجويان كارآفريني توقّع مي‌رود كه بتوانند به سرعت تبديل به آموزش دهنده كارآفريني شوند. (بماند كه اين نقشه تا چه اندازه عملي است)


از ديگر نشانه هاي بال بال زدن براي كارآفريني اين است كه چند روز پيش اخبار اعلام كرد كه قرار است در همه رشته هاي دانشگاهي واحد كارآفريني هم بگذارند. خب حق داريم اينقدر بال بال بزنيم چون پيشبيني مي شود كه تا 10 الي 15 سال آينده درآمد ايران از نفت به صفر مي رسد. كارآفريني به عنوان يكي از تنها اميدهاي اقتصاد كشور به شمار مي رود. به عنوان مثال سازمان ميراث فرهنگي حساب كرده كه اگر بتواند تنها 2 درصد از گردشگران جهان را به ايران بكشاند كل درآمد از دست رفته نفت جبران مي شود. براي همين اين سازمان نيز از دانشگاه تهران درخواست كرده تا در زمينه هاي گردشگري، صنايع دستي و ميراث فرهنگي كارآفرين آموزش دهد. (و البته بعید می دانم دانشگاه های کشور به این سرعت بتوانند به این تقاضاها پاسخگو باشند)


خلاصه همه اينها را گفتم كه بدانيد كارآفريني موضوع داغ كشور است. تعداد زيادي مركز كارآفريني در كشور تأسيس شده و به زودي تعداد زيادي از دانشگاه هاي كشور اين رشته را ارائه خواهند داد. نتيجه براي كنكوري ها اين كه ظرفيت اين رشته مطمئناً به سرعت رشد خواهد كرد و بازار كارش هم خوب است. حتّي اگر هم خوب نبود در رشته كارآفريني شما ياد مي گيريد كه خودتان كسب و كار تشكيل دهيد.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين وبلاگ را زماني شروع کردم که دانشجوی ليسانس رياضی کاربردی بودم و به تدریج به سمت علم مدیریت و کسب و کار حرکت می کردم. از آن زمان تا کنون خیلی اتفاقات افتاده است ولی این وبلاگ همچنان باقی است. تمام مدتی که در زمینه مشاوره مدیریت در ایرن فعالیت می کردم و تمام مدتی که برای کنکور کارشناسی ارشد آماده می شدم و تمام مدتی که مشغول تحصیل در رشته کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی بودم به نوشتن در این وبلاگ ادامه دادم. بعضی وقت ها سیر تکاملی دیدگاه ها و آموخته هایم در طول زمان مشهود است. در حال حاضر مشغول تحصیل در دوره دکترای مدیریت راهبردی در دانشکده کسب و کار شولیک، دانشگاه یورک کانادا هستم. به دلیل فشردگی زیاد کارهای علمی، کمتر فرصت وبلاگنویسی دارم اما سعی می کنم همچنان بنویسم.

پیوندهای روزانه
آیندۀ بشر
مقالات انگليسي‌ام
درباره من (انگلیسی)
مقالات در حال کارم (انگلیسی)
وبلاگ‌های انگليسی مورد علاقه‌ام
وبلاگ مدیریت دانش
وبلاگ انگليسی ام
صفحه شخصی (انگلیسی)
مقالات ترجمه یا تأليف شده‌ام
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
آرشیو موضوعی
كنكور و رشته مديريت و MBA
كارآفريني و رشته مديريت كارآفريني
پیوندها
مالی - مهدی کولوبندی
در تکاپوی کارآفرينی - مهدی مجد
کارآفرينی اينترنتی - روح الله احمدی
انديشه پارسي
كارآفرين - زهرا بهروز آذر
وبلاگ گروهی كارآفرين ها
كارآفرينی - محسن ميرزاقربانعلی
وبلاگ مقالات کارآفرینی و کسب و کار
مديريت و تجارت و كنكور ارشد مديريت - كاوه تقوی نيا
كارآفرينی - علی پرورش
مدیریت و کارآفرینی در عصر اطلاعات - امير آزادی
كارآفرينی و غيره - محمدرضا خلج
مدیریت مهندسی و مهندسی مدیریت - حسام عالميان
وبلاگ گروهی مديريت كسب و كارهای كوچك
كلاس باحال مديريت كسب و كارهای كوچك - سپيده سعيد
---------
كنكور كارشناسی ارشد مديريت
MBA در ايران
مطالب جالب در مورد كنكور و رشته MBA
مطالب جالب در مورد كنكور و رشته MBA ادامه
---------
مدیریت دانش
مديريت بازاريابي
مدیریت صنعتی
مدیریت منابع انسانی
مدیریت زنجيره تأمين
مديريت استراتژيك
مديريت تحول
مدیریت کیفیت
مدیریت بازرگانی
مديريت فناوری اطلاعات و ارتباطات
مدیریت خدمات بهداشتی درمانی
مدیریت طرحهای عمرانی و صنعتی
---------
مدیریت ایرانی
وبلاگ علیرضا مجاهدی
مدیرستان
مديران برتر
فرهنگ مديريت
تفكر استراتژيك
راه حلي براي آينده
وبلاگ مديريت
بيزبلاگر
قوانين تجارت، كسب و كار و سرمايه‌گذاري
صنايع تهران شمال
خاطرات يك مدير
گروه مديريت پارس درگاه
كميته علمي مديريت
مديريت
نوشته های يك برنامه نويس
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
مديريت بازرگانی دانشگاه آزاد تنكابن
مشاور مديريت
انجمن علمی مديريت بازرگانی پيام نور كرمانشاه
مطالعات منابع انسانی در ايران
به انديش
مدیران حتما بخوانند
وبلاگ تخصصی نياز مشتری در ايران
کسب و کار نرم افزار
چيز ديگر - مسعود بينش
مديريت نوين
ايستاده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Add to Technorati Favorites