![]() |
![]() |
|
| Business, Management, Culture |
|
ریچارد فلوریدا (Richard Florida) در کتابی که در سال ۲۰۰۲ با عنوان «صعود طبقه خلاق» (Rise of the Creative Class) نوشت، به اهمیت توانایی جذب انسان های خلاق به یک کشور برای توسعه اقتصادی آن اشاره می کند. به گفته وی انسان های خلاق جذب کشورهایی می شوند که سه T داشته باشند: Technology (فناوری)، Talent (استعداد)، و Tolerance (تحمل). برای فراهم کردن این زمینه ها دولت می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد. امروزه آلمانی ها با وجود اینکه آدم های خلاق و نخبه زیاد دارند، این افراد در بسیاری از موارد خلاقیت خود را در کشورهای دیگر به خصوص آمریکا بروز می دهند و هنر کارآفرینی خود را در آنجا به کار می برند. این اتفاقات باعث شده است تا آلمانی ها از خود سوال کنند که چرا؟ به وضوح نقش سیاست های دولت انکارناپذیر است. این موضوع یکی از انگیزه های نوشتن کتابی درباره سیاستگذاری کارآفرینی شد که بخش مهمی از آن را ترجمه کرده ام و می توانید آن را در اینجا بخوانید: قهرمانان محلی در دهکده جهانی: جهانی شدن و سیاست گذاری های جدید کارآفرینی (۲۰۰۵) این کتاب تأكيد ويژه ای دارد بر مفهومی با عنوان «مدیریت راهبردی مکان ها» (Strategic Management of Places) که در واقع پیشنهاد می کند که سیاستگذاری توسعه کارآفرینی باید حتماْ در سطح منطقه نیز انجام شود. من قبلاْ در برخورد با کارهای برنامه LEED در OECD نیز تأکید بر سیاست گذاری محلی در سطح منطقه را دیده بودم. به گفته سرجیو آرزنی تحقیقات ۱۰ ساله برنامه LEED در OECD نشان می دهد که در صورتی که سیاست های توسعه کارآفرینی برای محل های مختلف به طور خاص طراحی شوند، می توانند منجر به سطح مناسبی از اشتغال زایی شوند. علاوه بر مدیریت راهبردی مکان ها این کتاب تأکید دارد که رویکرد نوظهور در سیاستگذاری کارآفرینی بر تسهیل و تشویق تولید و تجاری سازی دانش متمرکز است. در این راستا است که نقش دانشگاه ها و کارآفرینی دانشگاهی بسیار مهم می شود. این موضوع سياستگذاران را در سرتاسر جهان علاقهمند كرده است كه دانشگاهها را به شكل «دانشگاههای كارآفرين» توسعه دهند. بسياری از دانشگاههای جهان امروزه به سختي تلاش ميكنند تا موفقيتهای دانشگاههای كارآفرين مثل MIT را در كشورهای خود تكرار كنند. طبق يك مطالعه تا اواسط دهه 1990 فارغالتحصيلان و اساتيد دانشگاه MIT در حدود 4000 شركت تأسيس كرده بودند كه اين شركتها تنها در سال ۱۹۹۴ براي 1.1 ميليون نفر اشتغال ايجاد كرده و 232 ميليارد دلار فروش داشته اند. اگر اين شركتها يك كشور مستقل بودند، بيست و چهارمين اقتصاد قدرتمند جهان می شدند. دانشگاه MIT به تنهايی يك موتور مهم در توسعه اقتصادی كشور آمريكا است. طبیعی است که کشورهای دیگر هم آرزو دارند از این موتورها داشته باشند! مقاله ای درباره کارآفرینی دانشگاهی هم ترجمه کرده ام که اطلاعات خوبی درباره تاریخ دانشگاه کارآفرین و چگونگی پیدایش آن در آمریکا می دهد: اختراع دانشگاه کارآفرین (۲۰۰۳) نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط محمد كيهانی |
|
|
امروز ۳ اردیبهشت، روز ملّی کارآفرینی است. دوست داشتم به این مناسبت مطلبی بنویسم. بنابراین کمی از آخرین تحقیقاتم را در زمینه کارآفرینی با شما در میان می گذارم. موفق شدم اولین باری که واژه «کارآفرین» در ادبیات فارسی به وجود آمده را شناسایی کنم**. فکر می کردم احتمالاْ اولین بار کسی در یک قرن اخیر آن را به عنوان ترجمه واژه Entrepreneur ساخته باشد. امّا این واژه از خیلی وقت پیش در زبان فارسی وجود داشته و معنی آن «خدا» بوده است! موضوع حداقل تا قرن هفتم برمی گردد. اولین بار نظامی گنجوی در اسکندرنامه اش این واژه را ساخته است: ز ما قرعه بر کاری انداختن ز کارآفرین کارها ساختن (متن کامل شعر را می توانید «اینجا» ببینید) برای همین این واژه به معنی خداوند در نسخه های کامل فرهنگ آناندراج، فرهنگ معین و لغت نامه دهخدا (با ارجاع به همین بیت) آمده است. فرهنگ معین علاوه بر معنی خداوند اضافه کرده است: «کارآفریننده، آنکه کار ایجاد کند». دکتر جعفری مقدم اعتقاد دارد که در بیت فوق جالب است که روی کارساز بودن کارآفرین تاکید شده است و باید دقت کرد که در آن زمان واژه «کار» مقداری متفاوت با امروز به کار می رفته است. آیت اله عمید زنجانی هم اولین باری که با کارآفرینی آشنا شده بود اشاره کرده بود که کارآفرین اصلی خدا است. البته من زیاد مطمئن نیستم که بشود به مفهوم خدا گفت Entrepreneur چرا كه ريسك، فرصت، و... در آن زمینه معني نمي دهد. نظر شما چيست؟ هنوز نتوانسته ام سر دربیاورم که چه کسی برای اولین بار واژه كارآفرين را به عنوان ترجمه Entrepreneur به کار برده است. در این زمینه مکاتباتی با پروفسور واقفی، یکی از اولین محققین کارآفرینی در ایران و نویسنده کتاب «کارآفرینان ایران» و همچنین دکتر کتیل سلویک مکاتبه کرده ام. دکتر سلویک می گوید آقای خلیلی، بنیانگذار بوتان اعتقاد دارد که این ترجمه کار جامعه شناس معروف ایرانی، علی اسدی بوده است ولی هنوز شواهد محکمی برای این ادعا پیدا نکرده ام. در همین جا اعلام می کنم هر کسی اطلاعاتی درباره ریشه واژه کارآفرین به عنوان ترجمه Entrepreneur در ایران دارد، من علاقه مند به راهنمایی ایشان هستم.
**لازم به ذکر است که واقعاْ هیچ مدرکی ندارم که ثابت کنم قبل از نظامی کسی این واژه را به کار نبرده بود اما تا کنون که نیافته ام و بعید می دانم کسی بیابد. بنابراین تا زمانی که چنین مدرکی نداریم می توانیم بگوییم اولین مورد شناسایی شده واژه کارآفرین در همین بیت فوق از دفتر شرف نامه، بخشی از اسکندر نامه نظامی گنجوی بوده است.
در پست قبلی فراموش کردم از نویسندگان نظرهای بسیار خوبی که درباره مطلب «زبان انگلیسی و توسعه ملی ایران» نظر نوشته بودند تشکر کنم. به خصوص کیهان و امید که نظرات انتقادی خوبی ارائه کردند و به پخته شدن بحث کمک کردند. هر کسی آن پست را می خواند حتماْ خوب است نظرهای این دوستان را هم بخواند. نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط محمد كيهانی |
|
|
بحث زبان انگلیسی شد یاد یک پست جالب افتادم که قبلا نوشته بودم (اینجا) که در آن یک ترجمه برای عبارت Project Plan Design Proposal ارائه داده بودم: طرح طرح طرح طرح! حالا می خواهم اقدام به ترجمه یک قطعه متن بنمایم.
متن اصلی: In a notable meeting the project manager and the eminent designer discussed the process of designing a project plan. The project manager asked the eminent designer to come up with an initial design for the project plan. The eminent designer promised to design the project plan and introduce his first proposal for the project plan design by the next day. In the next meeting, the issue of bringing up the topic of the project plan design proposal was raised. ترجمه من: در يك جلسه مطرح، مدير طرح و طراح مطرح، فرايند طراحی طرح طرح را مورد بحث قرار دادند. مدير طرح از طراح مطرح خواست تا طرح اوليه ای برای طرح طرح ارائه دهد. طراح مطرح قول داد طرح طرح را طراحی کند و اولین طرح خود برای طرح طرح طرح را تا روز بعدی مطرح کند. در جلسه بعدُ مساله طرح موضوع طرح طرح طرح طرح مطرح شد. به قول دوستان خوب شد واژه طرح را از عربی برداشتیم وگرنه بدون آن چه می کردیم؟! نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط محمد كيهانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ را زماني شروع کردم که دانشجوی ليسانس رياضی کاربردی بودم و به تدریج به سمت علم مدیریت و کسب و کار حرکت می کردم. از آن زمان تا کنون خیلی اتفاقات افتاده است ولی این وبلاگ همچنان باقی است. تمام مدتی که در زمینه مشاوره مدیریت در ایرن فعالیت می کردم و تمام مدتی که برای کنکور کارشناسی ارشد آماده می شدم و تمام مدتی که مشغول تحصیل در رشته کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی بودم به نوشتن در این وبلاگ ادامه دادم. بعضی وقت ها سیر تکاملی دیدگاه ها و آموخته هایم در طول زمان مشهود است. در حال حاضر مشغول تحصیل در دوره دکترای مدیریت راهبردی در دانشکده کسب و کار شولیک، دانشگاه یورک کانادا هستم. به دلیل فشردگی زیاد کارهای علمی، کمتر فرصت وبلاگنویسی دارم اما سعی می کنم همچنان بنویسم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
كنكور و رشته مديريت و MBA كارآفريني و رشته مديريت كارآفريني |
|
RSS
|