تبليغاتX
فرهنگ، مدیریت، و کسب و کار
Business, Management, Culture
در پست قبلی موضوع اختلاف نظر در مورد رابطه صنعت و دانشگاه به عنوان یک چالش مهم پیش روی کارآفرینی در ایران مطرح شد. این موضوع به خصوص در زمینه کارآفرینی دانشگاهی و کارآفرینی دانش محور بسیار حائز اهمیت است. در مطلب امروز به موضوعی چالش برانگیزتر می پردازیم...

چالش دوّم: اختلاف ارزشی کارآفرینی با فرهنگ ایرانی / اسلامی

فرض کنید لا به لای کارهای روزمره خود ۱۰ دقیقه وقت اضافی دارید. در مواجهه با گزینه های زیر کدام یک را برای صرف این ۱۰ دقیقه انتخاب می کنید؟

  1. به دعا و مناجات یا قرائت قرآن می پردازید
  2. به شخصی که نیازمند کمک شما است کمک می کنید (با فرض اینکه این کمک منفعتی برای شما نداشته باشد)
  3. به حل یک مسئله علمی فکر می کنید
  4. به روش های موفقیت و پولدار شدن خود فکر می کنید

کدام را انتخاب کردید؟ یک انسان خوب کدام را انتخاب می کند؟ این انسان مؤمن چطور؟ یک کارآفرین چطور؟ حتماْ هر روز برای شما زیاد پیش می آید که چنین تصمیماتی در تخصیص توجه خود بگیرید. به طور متوسط به کدام بیشتر بها می دهید؟ 

بالاخره شما به عنوان یک انسان مقدار محدودی دقیقه در این جهان دارید و در این دقایق مقدار محدودی توجه دارید که به موضوعات مختلف تخصیص بدهید. حالا این را جمع ببندید روی کل ملت ایران. ایرانیان به طور متوسط به چه موضوعاتی بیشتر توجه می کنند؟ این چیزی است که من در تحقیقاتم نام آن را گذاشته ام سرمایه توجه یک ملت.

چه چیزی باعث می شود به یک نوع فعالیت اهمیت بیشتری بدهیم؟ احساسات و ارزش های ما مکانیزم حاکمیت توجه ما هستند. دو گروه صفات زیر دو شخص فرضی را توصیف می کنند. هر کدام چه احساساتی را در شما بر می انگیزد؟ به نظر شما کدام شخص بیشتر دوست داشتنی است؟

شخص ۱: ثروتمند، زرنگ، فرصت طلب، زیاده خواه، کنس، حریص

شخص ۲: فقیر، ساده، مراعات کننده، از خود گذشته، دست و دل باز، قانع

کدام را انتخاب کردید؟ به بچه هایمان یاد می دهیم کدام را دوست داشته باشند؟ کدام یک بیشتر شبیه قهرمان های داستانی و مذهبی فرهنگ ما هستند؟ درست است که همه کارآفراینان یک شکل نیستند ولی معمولاْ به اولی بیشتر نزدیک هستند تا دوّمی. آیا ما در ایران اصلاْ کارآفرینان را دوست داریم؟!

به نظر شما واکنش یک ایرانی معمولی نسبت به شخص ۱ احتمالاْ کدام یک از موارد زیر است؟

  1. همه پول مملکت را خورده اند نا مردها!
  2. نوش جانش! او به شکوفایی اقتصاد کشور کمک کرده است.

البته این اختلافات ارزشی فقط مربوط به ایران نیست. دکتر فلپس، برنده جایزه نوبل اقتصاد در بررسی دلایل عقب ماندگی اقتصادی کشورهایی مثل آلمان، ایتالیا، و فرانسه به گفته یک اقتصاددان آلمانی اشاره می کند که می گوید «یک آلمانی ترجیح می دهد به دیگران بگوید که ثروتش را به ارث برده است تا اینکه اعتراف کند که آن را خود به دست آورده است».

برگردیم به ایران. دکتر احمدپور داریانی، که از پایه گذاران بحث کارآفرینی در ایران بوده است از استادان خوب ما در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران است. خود ایشان آدم مذهبی هستند و همیشه به این حدیث پیامبر اشاره می کند که «کاسب حبیب خدا است». اما آیا واقعاْ در مجموع یدگاه اسلام نسبت و به کسب و کار اینقدر مثبت است؟ اگر هست آیا دیدگاه مردم ایران هم همینطور است؟

در جلسه هم اندیشی که در دو پست قبلی به آن اشاره کردم یک نفر از همه جمع پرسید که به نظر شما ایثار یعنی چی؟! همه حاضرین که مانده بودند این سؤال چه ربطی به موضوعات جلسه دارد سکوت کردند. چندین بار شخص پرسشگر این سؤال را تکرار کرد و سپس خود تعریفی ارائه داد. او گفت:

آیا قبول دارید که ایثار یعنی دادن چیزی و نگرفتن چیزی در قبال آن؟ یک کارآفرین اینگونه فکر نمی کند!

بعد از مطرح کردن این موضوع نزدیک بود که یک دعوای جانانه در حد خون و خونریزی راه بیافتد! (البته جدی نیگیرید!) ولی خلاصه اینکه موضوع خیلی چالش بر انگیز است و به این راحتی هم حل نمی شود. دکتر بازرگان مدیرت جلسه با مهارت خاصی از ادامه دعوا جلوگیری کرد و بحث را عوض کرد. ولی چالش هنوز مطرح است.

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
در پست قبلی اشاره کردم که در هم اندیشی استاید و مسئولین دو چالش مهم به طور روشن مطرح بود. از همان روزهای اولی که وارد وادی کارآفرینی شدم این دو چالش مشهود بودند و هنوز هم هستند.

چالش اوّل: رابطه صنعت و دانشگاه

در اينجا منظور از صنعت كليه حوزه هايی است که در آنها دانش آموختگان دانشگاهی علمشان را به کار می گیرند. در واقع چالش این است که دانشگاه رابطه اش با حوزه هایی که از خروجی های آن استفاده می کنند چگونه باید باشد؟ به طور مشخص هم اکنون در کشور صف آرایی دو طرز فکر کاملاْ مخالف با هم درباره این موضوع وجود دارد.

گروه اول به تقدّس دانشگاه اعتقاد دارند و به صراحت می گویند که این در شأن دانشگاه نيست كه خود را با نيازهای استفاده کنندگان از خروجی های دانشگاه وفق بدهد. این گروه مقام بسیار بالایی برای دانشگاه قائل هستند و عنوان می کنند که هیچ کس از بازار یا دولت یا هر جای دیگر حق ندارد برای دانشگاه تعیین تکلیف کند. بسیاری از اساتيد دانشگاه قدرتمند کشور عضو این گروه هستند. در جلسه هم اندیشی ذكر شده در پست قبلی، مسئولین دفتر ریاست دانشگاه تهران نیز چنین دیدگاهی را با تأكيد مطرح کردند و اخیراْ متوجه شدم که مسئولین رده بالای دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نیز طرفدار این عقیده هستند. شاید این موضوع توضیح می دهد که چرا با وجود اینکه این دانشکده سال ها وجود داشت، بازار کار اینقدر تشنه MBA های جدید شریف بود.

همانطور که می دانید دانشکده کارآفرینی عمدتاْ با حمایت مالی وزارت کار و مقداری هم شهرداری تهران راه اندازی شده (یعنی در واقع از آن چیزی که در این نوشته اسم آن را صنعت گذاشتیم بودجه گرفته). دکتر حسنقلی پور معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران این موضوع را در انتقاد از دانشکده کارآفرینی مطرح می کند و می گوید «ما اجازه نمی دهیم وزیر کار برای ما تعیین تکلیف کند».

در مقابل این دیدگاه گروه دوّم اعتقاد دارند كه دانشگاه‌ها بايد مطابق با نيازهاژی صنعت و بازار عمل کنند. این گروه دانشگاه را نه یک قدرت مقدس بالاتر از همه چیز و همه کس بلکه مانند یک کسب و کار می بینند که باید مشتری های خود را پیدا کند، آنها را راضی نگه دارد و در حفظ آنها بکوشد. دانشگاه باید نگران کیفیت محصولات و خدمات خود باشد و آنها را بازاریابی کند. این دیدگاه بسیاری از مسئولین و اساتید دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران است و در جلسه هم اندیشی مذكور اوّل از همه از جانب دکتر زالی، از اساتید این دانشکده بیان شد و واكنش مسئولين دانشگاه را بر انگيخت.

جالب اينجا است كه تقريباً هر كسی كه استاد دانشگاه نيست در اين گروه اعتقادی قرار دارد. مدیران شرکت های خصوصی و نیمه خصوصی و مدیران دولتی بارها و بارها در محافل مختلف از دانشگاه ها گله کرده اند که فارغ التحصیلان شما به درد ما نمی خورند! لطفاْ جان هر کی دوست دارید مطابق نیازهای جامعه دانشجو تربیت کنید! زبانمان مو در آورد! (البته نه دقیقاْ با این الفاظ). صحبت هایی مشابه از جانب چند نفر از مسئولین خارج از دانشگاه در جلسه هم اندیشی بیان شد.

دکتر رضوی رئیس دانشکده کارآفرینی صراحتاْ می گوید: «هدف ما این است که دانشجو متناسب نیازهای جامعه پرورده بشود». وی با ابراز تأسف از اينكه خيلی از دانشگاه های کشور برای خارجی ها نیرو تربیت می کنند اضافه می کند که «بسیاری از مدیران آموزش عالی اضلاْ فکر نمی کنند که برای کی تربیت می کنند؟!»

با این وجود هر چه قدر هم که مسئولین دانشکده علاقه مند به ارتباط با صنعت باشند، واقعیت این است که این کار در سیستم دانشگاهی ایران و به خصوص در زیرمجموعه دانشگاه تهران بسی دشوار است. نه تنها مشکلات سیاسی و اختلاف دیدگاه ها از نوعی که در فوق بیان شد وجود دارد بلکه اصلاْ سیستم دانشگاهی درست بلد نیست که چگونه باید با صنعت آشتی کند. به عنوان مثال یکی از مسئولین وزارت نیرو عنوان کرد که ما طرف دانشگاه آمدیم برای بحث کارآفرینی ولی از ما استقبال نشد. در جواب این صحبت دکتر یدالهی گفت ما برای وزارت نیرو نامه فرستادیم ولی از ما استقبال نشد! این موضوع تصویر دعوای یک زن و شوهر را در ذهن من القا کرد که سر یک سوء تفاهم دعوایشان شده ولی نمی دانند برای آشتی کردن چگونه باید با هم صحبت کنند!

در این نوشته من دو دیدگاه درباره نقش دانشگاه در مقابل صنعت بیان کردم و خودم هم بیشتر طرفدار دیدگاه دوبم بودم. ولی دیدگاه اول چه فوایدی دارد؟ فایده اش این است که دانشگاه خیلی روتین و بدون هیچ مشکلی در هویت و فلسفه به کار خود ادامه می دهد. اما دانشکده کارآفرینی هم اکنون با این چالش بزرگ مواجه است که آیا باید به پژوهش و مطالعه و پیشرفت علم کارآفرینی بپردازیم یا باید کارآفرین تربیت کنیم؟ دانشگاه به طور سنتی اولی را بلد است (تا حدی!) ولی اکثر ذی نفعان دانشکده کارآفرینی دوّمی را از آن می خواهند. این طور که من متوجه شده ام مسئولین دانشکده هر دو را می خواهند ولی هنوز دقیقاْ نمی دانند چطوری؟ تازه مسئولین دانشکده کارآفرینی اهداف بزرگتری در زمینه دانشگاه کارآفرین نیز در ذهن دارند و نه تنها دانشجویان خود بلکه دانشجویان سایر دانشکده ها را هم می خواهند کارآفرین کنند. با وجود محدودیت هایی که در سیستم پذیرش دانشجو وجود دارد بهترین مدل برای داشتن خدا و خرما در کنار هم چیست؟

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
در جلسه هم اندیشی که سه شنبه ۸ آبان در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار شد حرف های زیادی زده شد. در این یادداشت خلاصه ای از بعضی نکات مهم مطرح شده در این جلسه را می خوانید.

در این جلسه بسیاری از افراد مهم از جمله مسئولین دفتر رياست دانشگاه تهران، مسئولين و اساتید دانشکده های مختلف دانشگاه تهران، مسئولين وزارتخانه ها و نهادهای مختلف دولتی، و اکثر اعضای هیأت علمی دانشکده کارافرینی حضور داشتند (اما جای بخش خصوصی به نظر خالی می آمد). در این نوشته سعی می کنم تا جایی که می توانم عناوین درست افرادی که نام می برم را ذکر کنم.

مدیریت جلسه را دکتر عباس بازرگان بر عهده داشت و مثل همیشه حضور ایشان در نقش مدیر جلسه بسیار بسیار مفید بود. چرا که دکتر بازرگان را همه دوست دارند و به او احترام می گذارند. او تقریبآْ همه حاضرین را می شناخت و کار مدیریت جلسه را هم به شکل بسیار مناسبی انجام می داد.

با وجود مدیریت دکتر بازرگان باز هم به دلیل اینکه حاضرین حرف های مهم برای گفتن زیاد داشتند و خیلی از موضوعات مهم بایستی مورد توجه قرار می گرفت، مشکل پراکندگی بحث تا حدی وجود داشت. در لحظاتی احساس می کردم که معلوم نیست بحث درباره موجودیت و کارکرد دانشکده کارآفرینی است یا مفهوم دانشگاه کارآفرین یا کارآفرینی به طور کلی. البته اگر این جمع را می شد در جلسات بیشتری گرد هم آورد می توانستند این موضوعات را یکی یکی و سر فرصت مورد بحث قرار دهند ولی بعید است که بتوان چنین کاری کرد. من سعی می کنم در غالب این سه موضوع بعضی نکات مطرح شده در جلسه را بیان کنم. برای مطلب بعدی به بحث دو چالش مهم پیش روی کارآفرینی در ایران می پردازم که به نظرم مهم ترین و جنجال برانگیزترین چالش های مطرح شده در این جلسه بودند و بخش بزرگی از بحث را به خود اختصاص دادند.

نکته: نوشته های من خلاصه شده اند و ممکن است جملات دقیق گویندگان نباشند.

بحث درباره دانشکده کارآفرینی

دکتر بازرگان (هیأت علمی دانشکده روانشناسی): دانشکده کارآفرینی باید همه چیزش با دانشکده های دیگر متفاوت (کارآفرینانه) باشد.

دکتر یدالهی (هیأت علمی دانشکده کارآفرینی): اگر بحث کارآفرینی را به دو مقوله قابلیت های کارآفرینی و محیط کسب و کار تقسیم کنیم می توان وظایف دانشکده کارآفرینی را در این دو زمینه در نظر گرفت. به عنوان مثال دانشکده کارآفرینی باید دانشگاه ها را ترغیب کند که دانشجویان توانمند تولید کنند و به بهبود شرایط محیط کسب و کار در ایران نیز کمک کند.

دکتر الیاسی (هیأت علمی دانشکده کارآفرینی): به نظر من محیط سازی از عهده دانشکده کارآفرینی بر نمی آید و وظیفه ما نیست.

دکتر الیاسی: استادان ما باید روش های تدریس کارآفرینانه را به کار گیرند.

دکتر تقی یاره (مدیر گروه فناوری اطلاعات دانشکده فنی): دانشکده کارآفرینی خوب است دوره های کارشناسی ارشد کارآفرینی مخصوص لیسانس های مختلف ارائه دهد. (مثلاْ کارشناسی ارشد کارآفرینی مخصوص فارغ التحصیلان کارشناسی فناوری اطلاعات یا الهیات یا...)

دکتر تقی یاره: درست است که یکی از وظایف دانشکده کارآفرینی گسترش علم کارآفرینی است ولی بیش از حد به این موضوع توجه نکنید و مراقب وظایف دیگر آن نیز باشید.

جلیل صمدآقایی (نویسنده کتاب ها و مقالات مختلف در زمینه کارآفرینی و..؟؟؟): دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران هم اکنون در نوک پیکان کارآفرینی کشور قرار دارد. این دانشکده می تواند کارآفرینی را در ایران زمین بزند یا بالا بکشد.

بحث درباره دانشگاه کارآفرین / موضوع کارآفرینی در سطح کل دانشگاه

دکتر رضوی (رئیس دانشکده کارآفرینی): دانشجویان قبل از اینکه وارد دانشگاه بشوند جوانانی انگیزه مند، نترس، و پر انرژی هستند. در بعضی رشته ها دانشگاه بعد از ۴ سال آنها را تبدیل به انسان هایی ناتوانمندتر از گذشته می کند. تازه این دانشگاه تهران است!

دکتر حبیبی (رئیس دانشکده الهیات): چیزی که می بینم افسردگی، ناراحتی، و بی هدفی دانشجویان دانشکده الهبات است. آنها نگران این هستند که چگونه می توانند کسب درآمد کنند؟

مسئولی از اداره کل اشتغال و کارآفرینی بنیاد شهید: من با بیکاران زیادی از جنس فارغ التحصیلانی که دکتر حبیبی اشاره کردند سر و کار دارم. برای فارغ التحصبلان رشته های فنی مشکل چندانی از نظر فرصت های شغلی نداریم. ۷۰ درصد بیکارانی که با آنها سر و کار دارم فارغ التحصیلان علوم انسانی هستند.

چالش مهم شماره ۱ نیز بحثی در این زمینه است: رابطه صنعت و دانشگاه

بحث درباره کارآفرینی به طور کلی

دکتر سپهری (هیأت علمی دانشکده کارآفرینی): کارآفرینی فقط اشتغال زایی نیست، نوآوری هم بخش مهمی از آن است.

نکته: موضوع سوء تفاهم یکی دانستن کارآفرینی و اشتغال زایی داستانی مفصل دارد. در واقعیت این دو می توانند حتی مخالف یکدیگر باشند. برای دیدگاهی در این زمینه به مقاله «کارآفرینی ضد اشتغال» نوشته جلیل صمدآقایی مراجعه کنید.

جلیل صمدآقایی: نتیجه ۱۰ سال مطالعه من این است که کارآفرینی یعنی دیوانگی. آیا جرأت این را داریم که نام دانشکده کارآفرینی را بگذاریم دانشکده دیوانگی؟!

شوخی: دانشجویان عزیز می توانند دلایل بسیار دیگری برای این تغییر نام ارائه دهند!! و نه فقط برای دانشکده کارآفرینی...

دکتر سپهری: من موافق نیستم که کارآفرینی یعنی دیوانگی. کارآفرینی می تواند برنامه ریزی شده و حرفه ای انجام شود.

(احتمالاْ دکتر) سید منصور رضوی (یک مسئول سطح بالای دولت): من فقط آمده ام یک کلام بگویم روی «نهضت کارآفرینی» تأکید کنیم. کارآفرینی تا کنون در کشور مورد غفلت قرار گرفته است و باید با این عبارت «نهضت» به توسعه آن سرعت ببخشیم. به نظر من رسالت دانشکده کارآفرینی هم باید گسترش نهضت کارآفرینی باشد.

سید منصور رضوی: کارآفرینی و مدیریت چیزهایی است که باید از مهدکودک شروع کنیم به بچه ها یاد بدهیم.

چالش مهم شماره ۲ نیز بحثی در این زمینه است: اختلاف ارزشی کارآفرینی با فرهنگ ایرانی/اسلامی


در یادداشت بعدی دو چالش مهم عنوان شده را مورد بررسی بیشتر قرار خواهم داد. 

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 1:48 قبل از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
کار چیست؟ کار بر دو نوع است. اوّل تغییر مکان جرم نسبت به جرمی دیگر در نزدیکی سطح زمین و دوّم اینکه به دیگران بگوییم این کار را بکنند. نوع اوّل ناخوشايند است و حقوق كمی دارد. نوع دوّم خوشایند است و حقوق بالایی دارد. نوع دوّم تا بی نهایت قابل تعمیم است: نه تنها عده ای هستند که دستور می دهند بلکه عده ای هم هستند که پیشنهاد می دهند که چه دستورهایی باید داده شود. معمولاْ دو نوع پیشنهاد برعکس هم به طور هم زمان توسط دو بدنه سازماندهی شده از افراد داده می شود. به این کار می گویند سیاست. مهارت لازم برای این کار دانش درباره موضوعی که درباره آن پیشنهاد می دهند نیست بلکه هنر نوشتن و سخن گفتن متقاعد کننده است، يا به عبارتی دیگر، تبلیغات.

 - برگرفته از متنی با عنوان «در ستایش بیکاری» نوشته برتراند راسل

نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط محمد كيهانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين وبلاگ را زماني شروع کردم که دانشجوی ليسانس رياضی کاربردی بودم و به تدریج به سمت علم مدیریت و کسب و کار حرکت می کردم. از آن زمان تا کنون خیلی اتفاقات افتاده است ولی این وبلاگ همچنان باقی است. تمام مدتی که در زمینه مشاوره مدیریت در ایرن فعالیت می کردم و تمام مدتی که برای کنکور کارشناسی ارشد آماده می شدم و تمام مدتی که مشغول تحصیل در رشته کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی بودم به نوشتن در این وبلاگ ادامه دادم. بعضی وقت ها سیر تکاملی دیدگاه ها و آموخته هایم در طول زمان مشهود است. در حال حاضر مشغول تحصیل در دوره دکترای مدیریت راهبردی در دانشکده کسب و کار شولیک، دانشگاه یورک کانادا هستم. به دلیل فشردگی زیاد کارهای علمی، کمتر فرصت وبلاگنویسی دارم اما سعی می کنم همچنان بنویسم.

پیوندهای روزانه
آیندۀ بشر
مقالات انگليسي‌ام
درباره من (انگلیسی)
مقالات در حال کارم (انگلیسی)
وبلاگ‌های انگليسی مورد علاقه‌ام
وبلاگ مدیریت دانش
وبلاگ انگليسی ام
صفحه شخصی (انگلیسی)
مقالات ترجمه یا تأليف شده‌ام
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
آرشیو موضوعی
كنكور و رشته مديريت و MBA
كارآفريني و رشته مديريت كارآفريني
پیوندها
مالی - مهدی کولوبندی
در تکاپوی کارآفرينی - مهدی مجد
کارآفرينی اينترنتی - روح الله احمدی
انديشه پارسي
كارآفرين - زهرا بهروز آذر
وبلاگ گروهی كارآفرين ها
كارآفرينی - محسن ميرزاقربانعلی
وبلاگ مقالات کارآفرینی و کسب و کار
مديريت و تجارت و كنكور ارشد مديريت - كاوه تقوی نيا
كارآفرينی - علی پرورش
مدیریت و کارآفرینی در عصر اطلاعات - امير آزادی
كارآفرينی و غيره - محمدرضا خلج
مدیریت مهندسی و مهندسی مدیریت - حسام عالميان
وبلاگ گروهی مديريت كسب و كارهای كوچك
كلاس باحال مديريت كسب و كارهای كوچك - سپيده سعيد
---------
كنكور كارشناسی ارشد مديريت
MBA در ايران
مطالب جالب در مورد كنكور و رشته MBA
مطالب جالب در مورد كنكور و رشته MBA ادامه
---------
مدیریت دانش
مديريت بازاريابي
مدیریت صنعتی
مدیریت منابع انسانی
مدیریت زنجيره تأمين
مديريت استراتژيك
مديريت تحول
مدیریت کیفیت
مدیریت بازرگانی
مديريت فناوری اطلاعات و ارتباطات
مدیریت خدمات بهداشتی درمانی
مدیریت طرحهای عمرانی و صنعتی
---------
مدیریت ایرانی
وبلاگ علیرضا مجاهدی
مدیرستان
مديران برتر
فرهنگ مديريت
تفكر استراتژيك
راه حلي براي آينده
وبلاگ مديريت
بيزبلاگر
قوانين تجارت، كسب و كار و سرمايه‌گذاري
صنايع تهران شمال
خاطرات يك مدير
گروه مديريت پارس درگاه
كميته علمي مديريت
مديريت
نوشته های يك برنامه نويس
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
مديريت بازرگانی دانشگاه آزاد تنكابن
مشاور مديريت
انجمن علمی مديريت بازرگانی پيام نور كرمانشاه
مطالعات منابع انسانی در ايران
به انديش
مدیران حتما بخوانند
وبلاگ تخصصی نياز مشتری در ايران
کسب و کار نرم افزار
چيز ديگر - مسعود بينش
مديريت نوين
ايستاده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Add to Technorati Favorites