![]() |
![]() |
|
| Business, Management, Culture |
|
مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران جلسات ماهیانه ای برای هفکری میان دانشجویان و استادان و کارآفرینان درباره موضوعات مختلف مخصوصاْ کارآفرینی و نقش دانشگاه ها برگزار می کند. این جلسه ها البته هنوز به آن شکلی که من می پسندم واقعاْ هفکری نیستند. یعنی جلساتی نیستند که در آن ایده ها مطرح شوند و حسابی چکش بخورند و نقد شوند و پخته شوند. بیشتر این طور است که یکی دو نفر سخنرانی می کنند و بعد فرصت کوتاهی هست برای اینکه افراد حاضر اگر سوالی دارند یا نظری دارند میکروفون به دست بگیرند و ابراز کنند. اما خب همینش هم غنیمت است.
امشب در یکی از این جلسات همفکری من هم فرصت را غنیمت شمردم و بعضی مطالبی را که خیلی وقت بود به آنها فکر می کردم و می خواستم به دیگران بگویم را درباره مشکلات ریشه ای دانشگاه بیان کردم. اول خلاصه حرف هایی را که زدم می گویم و بعدش هم حاشیه های جالبی درباره آنها. خلاصه حرفم این بود که به نظر من مدل کسب و کار (Business Model) دانشگاه و مدل توسعه محصول (Product Development Model) دانشگاه اشکالات اساسی و ریشه ای دارند. از جمله این مشکلات به چند مورد اشاره کردم:
امروز صبح یکی از همکلاسی های خوبمان وقتی می خواست از خانه بیرون بیاید و به دانشگاه بیاید همسرش مقاله ای از روزنامه همشهری به او نشان داد. در این مقاله نوشته بود که هیچ کدام از دانشگاه های ایران در جمع ۲۰۰۰ دانشگه برتر جهان جایی ندارند. سپس همسر این دوستمان از او پرسید که آیا همچنان قصد دارد که امروز به دانشگاه برود؟!!! یکی از دلایل مهم این عقب ماندگی دانشگاه های ما از نظر من و آحرین موضوعی که در جلسه همفکری به آن اشاره کردم یک فاجعه فرهنگی است که ما در دانشگاه های ایران داریم. و آن جامعه نبودن است. در دانشگاه های ما هيچ گونه Sense of Community وجود ندارد. همه افراد مانند نقطه هايي گسسته در محوطه دانشگاه در حال رفت و آمد هستند. هيچ كس نمي داند كه چه كساني در اين دانشگاه روي چه موضوعاتي كار مي كنند و به چه موضوعاتي علاقه دارند. بحث هاي گروهي كه آخرين موضوعات علمي جهان را بررسي كنند و به چالش بكشند و همفكري بطلبند نداريم. فقط قرار است دانشجويان از استادها ياد بگيرند در حالي كه استادها از يكديگر، دانشجويان از يكديگر و حتي استادان از دانشجويان هم مي توانند ياد بگيرند كه براي هيچ كدام از اين 3 مدل آخر يادگيري دانشگاه هاي ما كاري نمي كنند. استادهاي ما هيچ كدام نمي دانند استاد ديگر در كلاسش چگونه درس مي دهد. نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 2:45 قبل از ظهر توسط محمد كيهانی |
|
|
امروز يكي از هم كلاسيها به نام آقاي فرزامي نژاد ارائهاي داشت درباره مديريت استراتژيك كه به نظرم ارائة خوبي بود. بك مشكلي كه من هميشه درباره استراتژيهاي تدوين شده به شكل برنامهريزي شده و كتابي دارم اين است كه اين استراتژيها معمولاً به نظر چيز خارقالعاده اي نميآيند. خيلي معمولي و خشك به نظر ميآيند.
رئيسم و مديرعامل شركت مشاوره مديريت و نظام افزار پارسه هر موقع بحث استراتژي ميشود به من يادآوري ميكند كه استراتژي در اصل از ارتش و جنگ آمده و مهمترين ويژگي آن اين است كه هوشمندانه است. يعني وقتي يك مستند استراتژي ميخوانيد بايد احساس كنيد كه هوشمندانه طرّاحي شده است. امروز آقاي فرزامينژاد سر كلاس نظريه هاي پيشرفته مديريت به تدريس دكتر حسن ميرزايي اهرنجاني در ارائه خود يك مثال جالب زد كه به نظر من خيلي قشنگ هوشمندانه بودن استراتژي را نشان مي دهد. يك روز دو مدير همراه هم براي تفريح به جنگل رفته بودند و چادر زده بودند. داشتند در جنگل با هم گپ مي زدند كه ناگهان متوجه شدند كه خرس بزرگي با سرعت به سمت آنها ميآيد. يك لحظه هر دو خشكشان زد و نمي دانستند چه كار كنند. بعد يكي از آنها رفت و كفش ورزشي اش را درآورد و شروع كرد به پوشيدن آن. مدير ديگر با لحني تمسخرآميز به او گفت: فكر ميكني با آن كفشها مي تواني از اين خرس سريعتر بدوي؟؟!! مدير دوّم جواب داد: نه نميتوانم از خرس سريعتر بدوم ولي ميتوانم از تو سريعتر بدوم!!!!! نکته: این وبلاگ به اینجا منتقل شده است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 آذر1385ساعت 11:8 بعد از ظهر توسط محمد كيهانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ را زماني شروع کردم که دانشجوی ليسانس رياضی کاربردی بودم و به تدریج به سمت علم مدیریت و کسب و کار حرکت می کردم. از آن زمان تا کنون خیلی اتفاقات افتاده است ولی این وبلاگ همچنان باقی است. تمام مدتی که در زمینه مشاوره مدیریت در ایرن فعالیت می کردم و تمام مدتی که برای کنکور کارشناسی ارشد آماده می شدم و تمام مدتی که مشغول تحصیل در رشته کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی بودم به نوشتن در این وبلاگ ادامه دادم. بعضی وقت ها سیر تکاملی دیدگاه ها و آموخته هایم در طول زمان مشهود است. در حال حاضر مشغول تحصیل در دوره دکترای مدیریت راهبردی در دانشکده کسب و کار شولیک، دانشگاه یورک کانادا هستم. به دلیل فشردگی زیاد کارهای علمی، کمتر فرصت وبلاگنویسی دارم اما سعی می کنم همچنان بنویسم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
كنكور و رشته مديريت و MBA كارآفريني و رشته مديريت كارآفريني |
|
RSS
|